به نظرم ما همیشه به خزانه بیکران خداوند وصل هستیم ،چرا که آفریده شده ایم،زنده ایم .رحمانیت الهی،ثروت الهی و….دائم در حال باریدنه این ماییم که بایستی چترمون رو جمع کنیم و ظرفمون رو باز کنیم تا باران رحمت وثروت بریزه داخلش.
گیاهان در حال رشد هستن،حیوانات در حال شکار ،آسمان وزمین مشغول به کاری هستن و ما هم همینطور نیازی نیست جمله ای رو بنویسیم ،نیاز هست که شرکها رو رفع کنیم تا به نور برسیم جایی که همه چیز آماده است و همه چیز به ما خدمت میکند و به ما میرساند.
ایجاد روابط سالم با دیگران نیازمند توجه به چند اصل کلیدی است. این اصول شامل برقراری ارتباط موثر، احترام متقابل، همدلی، و اعتماد است. با رعایت این اصول، میتوانیم روابطی قوی، پایدار و رضایتبخش با دیگران ایجاد کنیم.
راهکارهای ایجاد روابط سالم:
ارتباط موثر:
شنیدن فعال: به دقت به صحبتهای دیگران گوش دهید و سعی کنید نیازها و احساسات آنها را درک کنید.
بیان واضح: نظرات و احساسات خود را به طور صریح و مودبانه بیان کنید.
انتخاب کلمات مناسب: در هر موقعیتی از کلمات و لحن مناسب استفاده کنید.
پرهیز از قضاوت: از قضاوت زودهنگام در مورد دیگران خودداری کنید.
احترام متقابل:
پذیرش تفاوتها: به تفاوتهای فردی و فرهنگی احترام بگذارید.
ارزشگذاری به دیگران: به نظرات و احساسات دیگران احترام بگذارید و آنها را محترم بشمارید.
حد و مرزها: به مرزهای شخصی خود و دیگران احترام بگذارید.
همدلی:
درک احساسات: سعی کنید احساسات دیگران را درک کنید و با آنها همدردی کنید.
حمایت عاطفی: در مواقع نیاز، از دیگران حمایت عاطفی کنید.
اعتماد:
صداقت: در روابط خود صادق و روراست باشید.
وفای به عهد: به قول و قرارهایی که با دیگران میگذارید، پایبند باشید.
حفظ حریم شخصی: حریم شخصی دیگران را محترم بشمارید.
مهارتهای اجتماعی:
شروع گفتگو: جرأت شروع گفتگو با دیگران را داشته باشید.
شرکت در فعالیتهای اجتماعی: در فعالیتهای گروهی شرکت کنید و با افراد جدید آشنا شوید.
حل تعارض: مهارتهای لازم برای حل تعارضات را بیاموزید.
نکات تکمیلی:
ارتباط غیرکلامی:
به زبان بدن و حالات چهره خود در هنگام برقراری ارتباط توجه کنید.
صبوری:
ایجاد روابط سالم زمان میبرد، پس صبور باشید و به تدریج پیش بروید.
خودآگاهی:
به نقاط قوت و ضعف خود در روابط آگاه باشید و برای بهبود آنها تلاش کنید.
پذیرش اشتباهات:
اگر اشتباهی مرتکب شدید، عذرخواهی کنید و از آن درس بگیرید.
تقویت خود:
روی خودباوری و اعتماد به نفس خود کار کنید تا بتوانید روابط سالمتری ایجاد کنید.
آنتونی رابینز (Tony Robbins) در 29 فوریهی سال 1960 در آمریکا به دنیا آمد. آنتونی رابینز در کودکی و جوانی، زندگی سختی را تجربه کرد. وضعیت خانوادهی او از نظر اقتصادی بد بود و او در 20سالگی در خانهای 40متری زندگی میکرد و از اضافهوزن رنج میبرد. هر چند وضع زندگی او چندان مناسب نبود، آنتونی رابینز در خیال خود زندگی بهتر و راحتتری را تصور میکرد و همین موضوع باعث میشد که سختیها را تحمل کند.
آنتونی رابینز در قدم اول برای اصلاح زندگی خود به سلامتیاش پرداخت. او تصمیم گرفت که وزن خود را کم کند، اما مطالعهی کتابهای مختلف به او کمکی نمیکرد. آنتونی رابینز رژیم غذایی ورزشکاران پرورش اندام را الگوی خود قرار داد و از آن پیروی کرد و بهزودی توانست به وزن مطلوب برسد. سپس با اعتمادبهنفس بیشتری، دیگر اهداف خود را دنبال کرد.
آنتونی رابینز در جوانی متوجه شد که سخنران بسیار خوبی است و میتواند بهسرعت توجه دیگران را به سخنان خود جلب کند. او تحصیلات خود را نیمهتمام رها و در کنار جیم ران، برای برگزاری سمینارهای انگیزشی کار کرد. او در این برهه، به موفقیت و باورهای مثبت علاقهمند شد. همچنین آنتونی رابینز مدتی را در کنار جان گریندر، زبانشناس آمریکایی، به کارآموزی پرداخت.
تمام امراض جسمی از مشکلات روحی سرچشمه می گیرد تخلیه تنش ها ی روح و التیام آن، راهی است جهت رهایی از هرگونه اختلال ارگانی جسمی در بدن واینکه هاله ی انسان به معنای واقعی بتواند بدون مواجه شدن با مانع و سدی آزادانه به هر طرف حرکت کند. در این جاست که می توانیم بگوییم هاله ی خود را بیدار کرده ایم . این بدان معنی است که : هر چه قدر انرژی معنوی و روحی که از طریق چاکرای فوقانی سر (در هاله انسان مراکزی برای ورود و خروج انرژی وجود دارد که چاکرا نامیده می شود) به ما وارد می شود بیشتر باشد ، هاله ما پررنگ تر است .
ویدیوی دوبله شده از دکتر جو دیسپنزا: احساسات ما تاثیر مستقیم بر بیولوژی بدن مان را دارند❗️این احساسات ما هستند که ژن هایی را انتخاب میکنند تا جسم ما شروع به تغییر کند. هربار که ما تجربه ایی را در زندگی از سر میگذرانیم و احساس خاص آن تجربه باعث تشکیل یک مسیر عصبی خاص مربوط به آن تجربه و احساس را در مغز میکند و وقتی ما مدام به گذشته برمیگردیم و آن تجربه و احساس را بیاد می آوریم مجدد همان رشته های عصبی شکل می یابند و حالا این بار این سیم کشی جدید نه تنها در مغز مجدد شکل میگیرد بلکه در بدن ما نیز توسط فعال شدن ژن مربوطه تاثیر میگذارد. حال اگر ما یک احساسی را که دارای قدرت مثبت بالایی باشد را در خود فعال کنیم آن جای حس آن تجربه بدی را مثل خشم و ترس و حسادت را که باعث بیماری گشته را میگیرد و بهبودی حاصل می گردد.
رویا مثل دانهایست که در دل تو کاشته شده؛ نه برای سرگرمی، نه برای خیالپردازیهای شبانه، بلکه برای شکفتن. خیلیها به تو میگویند واقعبین باش، اما واقعیت، چیزی نیست جز ساختهی کسانی که رویاهایشان را باور کردهاند.بعضی روزها خستهای، ناامیدی در گوشَت زمزمه میکند، و مسیر تار بهنظر میرسد. اما درست در همان لحظهست که باید ادامه بدهی، چون هیچ رویای بزرگی، بدون عبور از جادههای سخت به دست نمیآید.
ترس یک احساس طبیعی و غریزی است که در پاسخ به تهدیدات بالقوه یا واقعی در ما ایجاد میشود. ترس میتواند از چیزهای مختلفی ناشی شود، از جمله ترس از ارتفاع، ترس از تاریکی، ترس از مار، یا ترس از ناشناختهها. همچنین، ترس میتواند به صورت یک واکنش طبیعی به موقعیتهای خاصی مانند مواجهه با یک فرد غریبه یا تجربه یک رویداد ناخوشایند باشد.
اسم سخنران سیاه پوست به نام Thomas Dexter Jakes Sr به فارسی توماس دکستر جیکس است که به جز اینکه یک سخنران است یک کشیش است و در رشته فیلم سازی هم فعالیت می کند.
کرونوتایپ حالت طبیعی بدن شما برای بیدار بودن یا خوابیدن در زمان های خاص است. کرونوتایپ شما ارتباط نزدیکی با ریتم شبانه روزی بدن شما دارد که چرخه خواب و بیداری بدن و تولید ملاتونین را کنترل می کند. ریتم شبانه روزی ما عمدتاً تحت تأثیر قرار گرفتن در معرض نور است و با خورشید تمایل به طلوع و غروب دارد. این بدان معناست که ملاتونین کمتری در صبح برای کمک به بیدار شدن شما تولید میشود و در طول عصر بیشتر برای کمک به خوابیدن شما تولید میشود. بر خلاف ریتم شبانه روزی ما، کرونوتایپ خاص ما تحت تأثیر هیچ نیروی بیرونی قرار نمی گیرد، به جز ژنتیک. به همین دلیل است که اگر میخواهید تا حد امکان آرام و سازنده باشید، بسیار مهم است که با کرونوتایپ خود کار کنید تا در مقابل آن.
توانایی های انسان به دو دسته اصلی ذهنی و بدنی تقسیم می شوند. توانایی های ذهنی شامل مهارت های شناختی مانند تفکر، حل مسئله و خلاقیت هستند. توانایی های بدنی به توانایی های فیزیکی مانند قدرت، سرعت و انعطاف پذیری اشاره دارند. همچنین، توانایی های اجتماعی و عاطفی نیز از اهمیت بالایی برخوردارند که شامل توانایی برقراری ارتباط موثر با دیگران، همدلی و مدیریت هیجانات می شوند.
احساس لیاقت یعنی باوری درونی که فرد خود را شایسته دریافت چیزهای خوب زندگی میداند — بدون اینکه تصور کند باید بیش از حد تلاش کند یا خودش را اثبات کند. این احساس برخلاف غرور کاذب یا خودخواهی است؛ بلکه ریشه در خودآگاهی، خودارزشی و پذیرش خود دارد.
چرا احساس لیاقت مهم است؟ افزایش اعتماد بهنفس،اگر خود را شایسته بدانید، با اعتماد به نفس بیشتری اهدافتان را دنبال میکنید.مرزگذاری سالم در روابط،فردی که احساس لیاقت دارد، اجازه نمیدهد دیگران با او بد رفتار کنند.پذیرش فرصتها،افرادی که احساس لیاقت ندارند، ناخودآگاه از فرصتهای خوب زندگی فرار میکنند.
در دنیایی که بسیاری از افراد درگیر تحلیلهای بیپایان، رویاپردازیهای غیرعملی و کمالگرایی فلجکننده هستند، انسانهای عملگرا مانند موتورهای محرک جامعه عمل میکنند. آنها خوب میدانند که تجربه، بهترین معلم است، و هیچ پیشرفتی بدون ریسک کردن، اشتباه کردن، و اصلاح مسیر، ممکن نیست.
عملگرایی به معنای بیفکری یا شتابزدگی نیست؛ بلکه ترکیبی است از فکر، شهامت، و اقدام. فرد عملگرا گوش میدهد، میسنجد، اما منتظر شرایط ایدهآل نمیماند. او ایمان دارد که حرکت، خودش مسیر را روشن میکند.
مجتبی شکوری متولد ۱۳۶۶ در تهران و دانشآموخته دکترای علوم سیاسی از دانشگاه تهران است. او به عنوان کارشناس و مسئول آموزش در موسسات مختلف مشغول به کار بود تا زمانی که به عنوان میهمان برنامه کتابباز پا به آنتن تلویزیون باز کرد. شروعی که برایش شهرت و محبوبیتی بسیار آورد.شکوری در قامت یک کارشناس کتاب و به خاطر کلام شیوا و گیرایش در خلق روایتهای دوستداشتنی به سرعت مورد توجه علاقهمندان قرار گرفت و تبدیل به یکی از محبوبترین چهرههای رسانهای دهههای اخیر شد. او خودش را معملی عاشق کتاب میداند که همیشه در حال کشف و جستجو است.
تا به حال فکر کردی به اینکه ما انسانها بیشتر از کدوم سمت آسیب می بینیم و سقوط می کنیم؟ با شناسایی نقاط سقوط به راحتی می تونی جلوی سقوط خودتو بگیری.
کودک درون بخشی از وجود توست که از کودکی تو تا به الان همراه تو بوده، این بخش بهت نشون میده چرا درحال حاضر یک سری رفتار و افکار و اخلاقیات رو داری و چه اسیب هایی و سرکوب هایی شدی بلکه بتونی دوباره خودت رو درمان کنی، کودک درون عاشق تحرک و خلاقیت و شادیه اما به مرور توسط تروما و تجربیات آسیب دیده و سرکوفت شده. برای ارتباط با کودک درون: بازی کردن نقاشی کشیدن پازل و خاک بازی و خمیربازی و …ارتباط با کودکان گذروندن وقت با کودکان، ارتباط با حیوانات، مدیتیشن: کودکی خودتون رو تصور کنید که در رو به روی شماست و تماشاگر صحبت ها و گفته های اون باشید و به اون گوش بدید و هررفتاری و حرفی و محبتی که انتظار داشتید از بیرون به شما بدن خودتون به کودک درون خودتون بدید و بگید.
آخرین دیدگاه ها