در روانشناسی، انگیزه نیروی درونی است که ما را به انجام کارها و دستیابی به اهداف سوق میدهد. این نیرو میتواند از درون فرد (انگیزه درونی) مانند علاقه، لذت یا رشد شخصی سرچشمه بگیرد، یا از بیرون (انگیزه بیرونی) مانند پاداش، تشویق یا اجتناب از تنبیه. درک انگیزه به ما کمک میکند رفتار خود را بهتر بشناسیم، اهداف واقعبینانهتری تعیین کنیم و در مسیر رشد و موفقیت پایدارتر گام برداریم.
آنتونی رابینز
در این مقاله جامع، با نگاهی علمی و روانشناختی به علل و راههای ترک خودارضایی میپردازیم. از شناخت مغز و دوپامین تا عادتسازی، انگیزش درونی و بازسازی تمرکز ذهنی — بدون قضاوت و با راهکارهای عملی.
در دنیای امروز که دسترسی به محتوای تحریکآمیز بسیار آسان شده است، خودارضایی برای بسیاری از افراد، بهویژه نوجوانان و جوانان، به یک عادت ناخودآگاه تبدیل شده است. این رفتار اگر بهصورت مکرر و اجباری انجام شود، ممکن است تأثیرات روانی، شناختی و حتی جسمی به همراه داشته باشد.
هدف این مقاله قضاوت یا سرزنش نیست، بلکه ارائهی راهکارهای علمی و روانشناختی برای کنترل این عادت و بازگرداندن انرژی ذهنی و جسمی است. در اینجا یاد میگیری که چگونه مغزت کار میکند، چه چیزهایی باعث وابستگی میشوند، و چطور میتوانی با روشهای واقعی از آن عبور کنی.
دوپامین، هورمون پاداش و انگیزش است. زمانی که فرد به تحریک جنسی پاسخ میدهد، سطح دوپامین در مغز افزایش مییابد و احساسی از لذت و آرامش موقت ایجاد میکند. اما وقتی این تحریک بیش از حد تکرار شود، مغز دچار اشباع دوپامین میشود و برای رسیدن به همان حس قبلی، به محرکهای قویتر نیاز دارد.
این سازوکار دقیقاً مانند مکانیزم اعتیاد به بازی، قمار یا شبکههای اجتماعی است. در واقع، خودارضایی مکرر میتواند وابستگی روانی به لذت لحظهای ایجاد کند.
تمایل جنسی بخشی طبیعی از وجود انسان است، اما زمانی که به منبع اصلی تخلیه استرس یا فرار از احساسات منفی تبدیل شود، ماهیت اعتیادی پیدا میکند. در این حالت، فرد بهجای مواجهه با اضطراب، تنهایی یا کسالت، با خودارضایی تلاش میکند موقتاً احساس بهتری پیدا کند.
کاهش تمرکز و حافظه کوتاهمدت
احساس گناه و کاهش عزتنفس
کاهش انگیزه و میل به فعالیتهای اجتماعی
تأخیر در لذت و کمصبری
تغییر در چرخه خواب و سطح انرژی
شناخت این اثرات اولین گام برای ترک است، زیرا تا زمانی که آگاهی نسبت به پیامدها وجود نداشته باشد، انگیزه برای تغییر شکل نمیگیرد.
بسیاری از افراد با خودارضایی میجنگند، خود را سرزنش میکنند و سپس دوباره شکست میخورند. ذهن انسان در برابر سرکوب مقاومت میکند.
راه درست، پذیرش بدون قضاوت است. یعنی بپذیری که این عادت را داری، اما تو آن عادت نیستی. تو میتوانی تغییرش دهی.
ترک خودارضایی زمانی مؤثر است که هدفت مبهم نباشد. بهجای گفتن «دیگر این کار را نمیکنم»، هدف را به شکل مثبت و قابل پیگیری بنویس:
ثبت پیشرفتها در دفتر روزانه یا اپلیکیشن «عادتساز» میتواند به ایجاد حس موفقیت و استمرار کمک کند.
محرکها عواملی هستند که باعث تحریک ذهنی یا جسمی میشوند؛ مثلاً تنهایی، خستگی، اضطراب یا محتوای تصویری.
نوشتن فهرستی از این محرکها و یافتن جایگزینهای سالم برای هر کدام، کلید کنترل رفتار است.
مثلاً:
تنهایی → تماس با دوست یا خانواده
اضطراب → پیادهروی یا تمرین تنفس
بیحوصلگی → ورزش، یادگیری مهارت جدید
رفتارها با حذف صرف از بین نمیروند، بلکه باید جایگزین مناسب پیدا کنند. مغز برای آزادسازی دوپامین به فعالیتی نیاز دارد.
بهجای خودارضایی، فعالیتهایی انجام بده که سطح دوپامین را بهشکل طبیعی و سالم افزایش میدهند:
ورزش منظم (خصوصاً تمرینهای قدرتی و هوازی)
یادگیری مهارت جدید
دوش سرد
مدیتیشن و تمرکز حواس (Mindfulness)
وقتی میل به خودارضایی ایجاد میشود، به خودت بگو فقط ۵ دقیقه صبر کن و کاری دیگر انجام بده (مثلاً بیرون رفتن از اتاق، نوشیدن آب یا شنیدن موسیقی).
در اغلب موارد، پس از گذشت چند دقیقه، موج میل کاهش مییابد.
فضای فیزیکی نقش زیادی در کنترل رفتار دارد. اگر محرکها در اطرافت زیاد باشند، ذهن مقاومتش کمتر میشود.
فیلتر محتوای نامناسب در گوشی و لپتاپ
محدود کردن استفاده از اینترنت در شب
حذف صفحات یا شبکههای اجتماعی تحریکآمیز
خوابیدن در محیط روشن یا با لباس کامل
فرآیند ترک خودارضایی معمولاً بین ۳۰ تا ۹۰ روز طول میکشد تا مسیرهای دوپامینی مغز بازسازی شوند.
در این مدت ممکن است علائمی مانند بیحوصلگی، خستگی یا تحریکپذیری ایجاد شود که طبیعی است.
نکته مهم این است که بدانی مغز در حال ترمیم خود است.
پژوهشها نشان دادهاند که برای شکلگیری یا شکستن یک عادت جدید، معمولاً ۲۱ تا ۴۰ روز زمان نیاز است.
بنابراین انتظار نداشته باش در چند روز تغییر کامل اتفاق بیفتد. ثبات و صبر، مهمتر از شدت تلاش هستند.
سیستم پاداشدهی مغز را به نفع خودت استفاده کن. برای هر هفته موفقیت، پاداش کوچکی در نظر بگیر: خرید کتاب، تفریح سالم یا استراحت خاص.
اگر دوباره لغزش کردی، بهجای ناامیدی، آن را بهعنوان دادهی جدیدی برای شناخت محرکها ببین. سؤال کن:
این طرز فکر «رشد محور» در روانشناسی به Growth Mindset معروف است و یکی از مؤثرترین رویکردها برای تغییر پایدار است.
افرادی که خودارضایی را ترک میکنند، معمولاً متوجه میشوند انرژی، تمرکز و اعتمادبهنفسشان بازمیگردد. این تغییر فقط در رفتار نیست، بلکه در هویت ذهنی اتفاق میافتد.
بهجای فکر کردن به «فردی که با وسوسه میجنگد»، خود را بهعنوان فردی که بر ذهنش مسلط است تصور کن.
انرژی جنسی یکی از قویترین نیروهای روانی انسان است. فروید آن را «لیبیدو» مینامید. اگر این انرژی بهجای تخلیه فوری، به مسیرهای خلاقانه هدایت شود (ورزش، هنر، مطالعه، کار هدفمند)، تبدیل به نیروی محرکهی رشد میشود.
تحقیقات نشان میدهد افرادی که دربارهی عادات خود با شخص مطمئنی صحبت میکنند، احتمال موفقیت بالاتری دارند.
میتوانی یک «همپیمان ترک» پیدا کنی یا در گروههای حمایتی سالم عضو شوی (نه انجمنهای تحریکآمیز اینترنتی).
ورزش نهتنها سطح دوپامین و سروتونین را تنظیم میکند، بلکه اضطراب و میل جنسی مفرط را کاهش میدهد.
بهترین گزینهها: دویدن، شنا، تمرینات بدنسازی، یوگا و پیادهروی سریع.
غذاهای سنگین و پرچرب میتوانند سطح تستوسترون را بالا ببرند و تحریکپذیری را زیاد کنند. در مقابل، رژیمهای سبک شامل سبزیجات، فیبر و پروتئین گیاهی تعادل هورمونی را حفظ میکنند.
از مصرف زیاد کافئین، قند و غذاهای فرآوریشده پرهیز کن.
آب زیاد بنوش.
خواب ناکافی سطح کورتیزول (هورمون استرس) را افزایش میدهد و کنترل نفس را دشوارتر میکند.
بهترین روشها:
خواب در ساعت ثابت
دوری از موبایل ۳۰ دقیقه قبل از خواب
تنفس عمیق قبل از خواب
خودارضایی اغلب راهی برای پر کردن خلأ درونی است — تنهایی، بیهدفی یا استرس. برای ترک پایدار باید بهدنبال معنا و هدف شخصی باشی.
وقتی ذهنت مشغول رشد و هدف باشد، انرژی جنسی به مسیر رشد هدایت میشود.
برای خودت چشماندازی مشخص کن:
«میخواهم فردی شوم که انرژیاش را صرف یادگیری، ارتباط سالم و رشد شخصی میکند.»
این مأموریت ذهن را از وسوسه به سمت رشد پایدار هدایت میکند.
ترک خودارضایی یک فرآیند ذهنی، نه صرفاً فیزیکی است. با درک عملکرد مغز، شناسایی محرکها و جایگزینی رفتارهای سالم، میتوان به مرور عادت قدیمی را کنار گذاشت.
هیچکس از ابتدا کامل نیست؛ اما هر بار مقاومت در برابر وسوسه، یک پیروزی کوچک برای مغز است.
کلید موفقیت در این مسیر، پایداری، آگاهی و خودمهربانی است.
۱. ترک خودارضایی چند روز طول میکشد؟
فرآیند بازسازی مغز معمولاً بین ۳۰ تا ۹۰ روز طول میکشد، بسته به سابقه و شدت رفتار.
۲. آیا خودارضایی باعث ضعف جسمی یا ناباروری میشود؟
در حد طبیعی، خیر. اما وقتی مکرر و اعتیادی انجام شود، میتواند خستگی، بیحوصلگی و کاهش تمرکز ایجاد کند.
۳. اگر بعد از چند روز دوباره تکرار شد چه کنم؟
لغزش بخشی از فرآیند است. مهم این است که تحلیل کنی چه چیزی باعثش شد و دوباره ادامه دهی.
۴. آیا باید با میل جنسی بجنگم؟
نه، باید آن را هدایت کنی. میل جنسی نیرویی خلاق است که اگر درست مدیریت شود، میتواند منبع رشد و انگیزش باشد.
انگیزه نیرویی است که ما را به سوی اهدافمان حرکت میدهد، ما را در مسیر پرچالش زندگی مقاوم و پایدار نگه میدارد و در نهایت باعث میشود که به آرزوها و موفقیتهای بزرگ دست پیدا کنیم. اما گاهی اوقات، حفظ و ایجاد انگیزه دشوار میشود و افراد دچار سردرگمی و بیانگیزگی میگردند. در این مقاله، قصد داریم به طور کامل و عمیق به چگونگی ایجاد انگیزه بپردازیم، تکنیکها و روشهایی را معرفی کنیم که میتوانند این نیروی محرکه را در وجود شما روشن نگه دارند.
انگیزه چیست و چرا اهمیت دارد؟
انگیزه را میتوان نیروی درونی یا بیرونی تعریف کرد که فرد را به اقدام و تلاش وامیدارد. انگیزه بدون شک مهمترین عامل در حرکت به سمت اهداف است. بدون انگیزه، حتی بهترین برنامهها و اهداف هم بیفایده خواهند بود، چرا که نیروی محرکهی اجرای آنها را نخواهید داشت.
انگیزه دو نوع است:
انگیزه درونی: از درون فرد میآید؛ علاقه، ارزشها، رضایت شخصی و حس معنا.
انگیزه بیرونی: ناشی از عوامل خارجی مثل پاداشها، تحسین دیگران یا اجتناب از تنبیه.
شناخت این دو نوع انگیزه به ما کمک میکند تا بهتر متوجه شویم چگونه میتوانیم خود را در مسیر اهداف نگه داریم.
عوامل موثر در ایجاد انگیزه
1. تعیین هدف واضح و مشخص
داشتن هدف واضح، اولین گام برای ایجاد انگیزه است. اهداف مبهم و کلی نمیتوانند نیروی محرکه خوبی باشند. اگر میخواهید انگیزه داشته باشید، هدفتان باید دقیق، قابل اندازهگیری و دستیافتنی باشد. به جای گفتن «میخواهم ورزش کنم»، بگویید «هر هفته سه بار، هر بار ۴۵ دقیقه ورزش کنم».
2. پیدا کردن دلیل واقعی هدف
هر هدف باید دلیل واقعی و شخصی داشته باشد. اگر هدفتان را فقط برای رضایت دیگران انتخاب کنید، انگیزهی درونی شکل نمیگیرد. سوال کنید: چرا این هدف برای من مهم است؟ پاسخ این سوال، سوخت اصلی انگیزهی شما خواهد بود.
3. شکستن هدف به بخشهای کوچک
اهداف بزرگ معمولاً دلهرهآور و دشوار به نظر میرسند. با تقسیم آن به گامهای کوچک و قابل انجام، به راحتی میتوانید پیشرفت را حس کنید و انگیزهتان حفظ شود.
4. ایجاد برنامه عملی و زمانبندی مشخص
یک برنامه روزانه یا هفتگی داشته باشید که فعالیتهای لازم برای رسیدن به هدف در آن مشخص شده باشد. برنامهریزی منظم، باعث نظم ذهنی میشود و از اتلاف وقت جلوگیری میکند.
5. پایش و ثبت پیشرفت
ثبت موفقیتها، حتی کوچکترین آنها، باعث ایجاد حس رضایت و ادامه مسیر میشود. میتوانید از دفترچه، اپلیکیشن یا نمودار برای این کار استفاده کنید.
تکنیکهای ایجاد و حفظ انگیزه
تکنیک 1: تصویرسازی ذهنی موفقیت
تصور کنید که به هدفتان رسیدهاید، چه احساسی دارید؟ این تصویرسازی باعث افزایش انگیزه و کاهش اضطراب میشود.
تکنیک 2: خودگویی مثبت
کلمات و جملات مثبت به خود بگویید مثل «من توانمندم»، «هر روز بهتر میشوم» یا «میتوانم این کار را انجام دهم». این کار مغز را به سمت موفقیت هدایت میکند.
تکنیک 3: ایجاد محیط حمایتی
اطراف خود را با افراد مثبت و حمایتگر پر کنید. این افراد میتوانند انرژی مثبت و انگیزه لازم را به شما منتقل کنند.
تکنیک 4: پاداشدهی به خود
برای هر موفقیت کوچک به خود پاداش دهید؛ این پاداش میتواند استراحت کوتاه، خوراکی مورد علاقه یا هر چیز دلخواه دیگر باشد.
تکنیک 5: استفاده از عادتسازی
انگیزه ممکن است ناپایدار باشد، اما عادتها پایداری بیشتری دارند. با تکرار کارها به صورت منظم، انگیزه به عادت تبدیل میشود و انجام کارها آسانتر میشود.
مقابله با موانع و بیانگیزگی
گاهی مسیر انگیزه با موانع و دلزدگی روبرو میشود. نکات زیر به شما کمک میکند:
شناسایی دلیل بیانگیزگی: خستگی، ترس، نداشتن هدف مشخص یا شکستهای قبلی میتواند دلیل باشد.
بازنگری هدف: اگر هدفتان دیگر جذاب نیست، آن را بازتعریف کنید.
استراحت کافی: گاهی بدن و ذهن به استراحت نیاز دارند.
درخواست کمک: با دوستان، مربی یا مشاور صحبت کنید.
تنظیم مجدد برنامه: انعطاف در برنامهها باعث میشود انگیزه حفظ شود.
نتیجهگیری: ایجاد انگیزه فرایندی پیچیده ولی قابل مدیریت است. با تعیین هدف روشن، شناخت دلیل آن، برنامهریزی دقیق و استفاده از تکنیکهای موثر، میتوانید نیروی محرکه درونی خود را به طور مستمر فعال نگه دارید. یادتان باشد که انگیزه مثل یک عضله است که با تمرین و مراقبت رشد میکند و به شما قدرت میدهد تا در مسیر زندگی خود موفق باشید.
همه ما توی زندگی برای انجام کارا و رسیدن به هدفامون نیاز به انگیزه داریم و دنیل پینک از یه نگاه متفاوتی این موضوع رو بررسی کرده و درباره نوع جدیدی از انگیزه حرف میزنه که فراتر از پول و جایگاه شغلی خوبه! پینک بعد از سالها تحقیق علمی رو انگیزه انسان، این کتاب رو نوشته و با زبانی ساده تکنیکهای موفقیت رو به ما یاد میده. پس اگه دنبال تغییر بزرگ تو زندگیت هستی، این خلاصه کتاب رو از دست نده!
داستان چماق و هویج رو شنیدی؟!
در واقع تو دنیای واقعی چماق و هویجی وجود نداره و این یک اصطلاحه واسه ی تشویق و تنبیه . اگر شما کار درست رو انجام بدین به عنوان جایزه هویج رو میگیرین و درغیر این صورت چماق بالای سرتونه....حالا من میخوام داستان معلمی رو برات بگم که به دانش اموزای کلاس هشتم، درس نوآوری میده، ولی به یه مشکل بزرگ برخورده و اوضاع خوب پیش نمیره. مشکل اینه که بچه ها به این درس علاقه ای نشون نمیدن . موضوع نواوری ممکنه برای من و شما جالب باشه اما دانش اموزا رو سر ذوق نمیاره و اونها برای یادگیری این موضوع به شدت بی انگیزه ان. معلم راهکاری که به ذهنش میرسه استفاده از سیاست قدیمی چماق و هویجه به بچه ها قول نمره های خوب رو میده در صورتی که به کلاس توجه کنن و جایزه شون همون هویجه اس ، ولی اگه علاقه ای به کلاس نشون ندن چماق منتطرشونه و نمیتونن به کلاس بعدی برن! مشوق چماق و هویج جواب نداد !! چون فقط برای چند دقیقه روی دانش اموزا موثر بود و بهشون انگیزه لازم رو نمیداد پس راهکار مناسب واسه انگیزه دادن به دانش آموزا چیه؟ برای پیدا کردن جواب این سوال باید بریم سراغ کتاب "انگیزه" دنیل پینک دنیل پینک تو این کتاب میگه افرادی که با مشوق های "اگر....آنگاه" کار میکنن: یعنی اگر کار x رو انجام بدی ما با y بهت پاداش میدیم، لذت یادگیری رو از خودشون و دیگران می گیرن و هیچ لذتی از انجام دادن کارها و چالش های سخت زندگی نمیبرن. همون کاری که معلم با دانش آموزای کلاس هشتم انجام داده و در نهایت شکست خورده ، اونها هم هیچ لذتی از کلاس و نواوری نمیبردن و فقط دنبال جایزه گرفتن بودن. به نظر شما مشوق های مالی تا چه اندازه میتونه بهمون انگیزه بده؟ بنظر من خیلی کم...
یه مثال واستون میزنم تا متوجه بشید مشوق های مالی نمیتونه انگیزه ای واسه ادامه راه باشه. یه مربی موج سواری برای لذت و سرگرمی این کار رو انتخاب میکنه اما اگه تمرکزش رو فقط روی پول و درامد بذاره توی زمان کوتاهی از این کار متنفر میشه و به سراغ کار دیگه ای میره . و خودش رو از لذت موج سواری محروم میکنه نویسنده توی این کتاب ، سه تا عامل اصلی رو میگه که می تونه توی ایجاد انگیزه موثر باشه
استقلال – تسلط و هدف
اگه این سه مورد رو توی کار و زندگیمون رعایت کنیم به یک فرد با انگیزه تبدیل میشیم. چطوری؟
پ توی سال 2002 مایک و اسکات از فارغ التحصیلای دانشگاه استرالیا یه شرکت نرم افزاری رو به نام Atlassian راه اندازی کردن و چند سال هم رو شرکت کار کردن و تیم هایی از برنامه نویسای مختلف رو استخدام کردن تا بتونن روش های مدرن رو تجربه کنن. اما در نهایت از نتیجه و محصول راضی نبودن. اونها تصمیم میگیرن که یه آزمایشی رو انجام بدن بلکه بتونن نواوری رو توی محصولشون به وجود بیارن. مایک و اسکات این اختیار رو به برنامه نویسا دادن تا برای یک روز روی هر پروژه ای که دوست دارن کار کنن و توی هر تیمی که دوست دارن باشن.
برنامه نویسا تمام اون روز و حتی شبش رو هم کار کردن. روز بعد توی شرکت جلسه ای برگزار شد تا نتایج کار رو با همدیگه به اشتراک بذارن. این اتفاق به طرز جالبی منجر به نتایج خوبی شد. و اونها به چیزی که میخواستن رسیدن
بنظرتون کدوم از اون سه مورد کتاب دنیل باعث این نتیجه شد؟
استقلال؟ هدف؟ تسلط ؟ یا هر سه موردش
احساس آزادی و تسلط روی کار ،به برنامه نویس ها این امکان رو داد تا طرح های خلاقانه ای ارائه بدن و از طرفی در پایان همه از نتیجه ی کار راضی بودن. حالا برگردیم به مشکل معلم و کلاس هشتم با الهام از این داستان ، راهکاری که می تونه به معلم ما کمک کنه، اینه که هفته ای یک روز دانش اموزا رو آزاد بذاره تا راجب هر موضوعی که دوست دارن صحبت کنن و در موردش نواوری داشته باشن. معلم کلاس، میتونه اطلاعات و ابزار لازم رو در اختیار اون ها بذاره و از طرفی بهشون این آزادی رو بده تا خلاق باشن و هر پروژه ای که دوست دارن رو با هم تیمی های دلخواهشون انجام بدن. و در پایان نتیجه رو توی کلاس به بقیه ارائه بدن.
خودتون چی فکر می کنید؟ بنظرتون بچه ها با این کار به مشارکت توی کلاس ترغیب میشن؟ آزادی و انعطاف پذیری توی یک چارچوب می تونه نتایج خوبی رو به دنبال داشته باشه و منجر به خلاقیت و انگیزه بشه. اکثر شرکت ها نظارت های سفت و سختی رو برای کارمنداشون دارن و به صورت هفتگی یا ماهانه ازشون گزارش عملکرد میگیرن. یکی از مدیرای شرکتی در سوئد بنام استفان توی سال 2003 روشی رو جایگزین نظارت های سفت و سخت کرد. اون هر ماه به صورت حضوری با کارمنداش صحبت میکرد و ازشون بازخورد می گرفت.
اینطوری متوجه میشد که کدوم از کارمندا دچار اضطراب هستن، کدومشون احساس کسالت و خستگی از کار دارن و کدوم گروه شرایط خوبی دارن. این روش پیشنهادی استفان بعد از چند ماه جواب داد و وقتی عملکرد شرکت و کارمندارو بررسی کردن نتایج کاملا مشهود بود، شرکت به سود رسیده بود و اعضای تیم هم راضی بودن. اگه معلم کلاس هشتم هم میخواد مشارکت دانش اموزاش رو افزایش بده باید از این داستان و کار استفان الهام بگیره و زمانی رو به این اختصاص بده که بشینه و با هر کدوم از دانش آموزا تک به تک صحبت کنه و نظر اون ها رو در مورد کلاس و سطح کلاس بپرسه . اگه دانش آموزی سطح کلاس رو خیلی بالا میدونه چندتا از تکلیف ها رو براش حذف کنه و اون ها رو به دانش آموزایی بده که سطح کلاس رو پایین میدونن. با این کار امکان مشارکت توی کلاس به تموم بچه ها داده میشه. در مورد استقلال و تسلط و تاثیرش روی انگیزه صحبت کردیم .
بنظرتون هدف چه تاثیری توی انگیزه داره؟ خیلی مهمه که بدونیم هدف مون از انجام دادن کارها چیه. گاهی اوقات حس خوبی که از انجام دادن کار ها می گیریم باعث میشه تا توی اون کار خوب و موفق عمل کنیم. به عنوان مثال پزشکی که به مناطق محروم میره و با پول کمی کار طبابت رو انجام میده قطعا به خاطر پول این کار رو نمیکنه و هدفی بالاتر از کسب درامد داره. همون هدفی که دنیل تو این کتاب ازش با عنوان محرک انگیزه یاد میکنه.
با توجه به چیزایی که گفتیم می تونیم یه نتیجه گیری کنیم. اگه شما مدیر یه کسب و کارید و با یه تیم کار می کنید این رو بدونید که برای اینکه عملکرد کارکنانتون رو بالا ببرید باید اون ها رو به مشارکت توی کارها تشویق کنید. اجازه بدین خودشون رو به چالش بکشن و از سختی های کارشون لذت ببرن. کم کم باید از سیستم حقوق و مزایا و پاداش برای گرفتن عملکرد بهتر از کارمندا دست بردارین و به جاش به اون ها اختیار و آزادی عمل بدین. اگه می خواید شرکت خلاقی داشته باشین هیچ وقت اعضای تیم تون رو با تهدید و فشار مجبور به کار نکنید. می تونید با اون ها صحبت کنید ، صحبت هاشون رو بشنوید و اون هارو با روش های که گفتیم تشویق به کار کنید. این همون پیام اصلی کتابه که دنیل پینک میگه. اگه می خواید به دیگران یا خودتون انگیزه بیشتری برای کار کردن بدید سعی کنید مواردی که گفته شد رو رعایت کنید و البته خوندن این کتاب رو هم بهتون پیشنهاد میکنم.
احساس لیاقت یعنی باوری درونی که فرد خود را شایسته دریافت چیزهای خوب زندگی میداند — بدون اینکه تصور کند باید بیش از حد تلاش کند یا خودش را اثبات کند. این احساس برخلاف غرور کاذب یا خودخواهی است؛ بلکه ریشه در خودآگاهی، خودارزشی و پذیرش خود دارد.
چرا احساس لیاقت مهم است؟ افزایش اعتماد بهنفس،اگر خود را شایسته بدانید، با اعتماد به نفس بیشتری اهدافتان را دنبال میکنید.مرزگذاری سالم در روابط،فردی که احساس لیاقت دارد، اجازه نمیدهد دیگران با او بد رفتار کنند.پذیرش فرصتها،افرادی که احساس لیاقت ندارند، ناخودآگاه از فرصتهای خوب زندگی فرار میکنند.
آخرین دیدگاه ها