عجول بودن یعنی چه؟ عجله داشتن یا عجول بودن یک ویژگی رفتاری است که در آن فرد بدون بررسی شرایط، بدون صبر و گاهی بدون فکر کافی، تصمیم میگیرد یا عملی را انجام میدهد. بسیاری از ما گاهی در موقعیتهای مختلف عجله میکنیم؛ مثلاً هنگام رانندگی، خرید، یا حتی در انتخابهای مهم زندگی مثل شغل و ازدواج. عجله در برخی شرایط میتواند مثبت باشد (مثلاً وقتی باید بهسرعت واکنش نشان دهیم)، اما وقتی به یک عادت همیشگی تبدیل شود، آرامش، کیفیت زندگی و حتی روابط انسانی را تحت تأثیر قرار میدهد.
چرا انسانها عجول میشوند؟
دلایل عجول بودن ریشههای مختلفی دارد:
فشار زمان: بسیاری از افراد احساس میکنند وقت کافی ندارند.
ترس از دست دادن فرصت: نگرانی از اینکه «اگر سریع عمل نکنم، چیزی را از دست میدهم.»
سبک زندگی مدرن: سرعت بالای تکنولوژی و زندگی امروزی، ناخودآگاه انسان را به عجله سوق میدهد.
کمبود صبر و تمرکز: ناتوانی در مدیریت احساسات و انتظار کشیدن.
تجربههای گذشته: بعضی افراد یاد گرفتهاند که با عجله میتوانند زودتر به نتیجه برسند، حتی اگر نتیجه کیفیت پایینی داشته باشد.
پیامدهای منفی عجول بودن
عجله اگر به شکل افراطی در زندگی روزمره حضور داشته باشد، مشکلات متعددی ایجاد میکند:
اشتباه در تصمیمگیری
وقتی فرد بدون تحقیق کافی دست به انتخاب میزند، احتمال خطا بالا میرود.
افزایش استرس و اضطراب
عجله باعث میشود فرد همیشه در حال دویدن باشد و ذهن او آرامش نداشته باشد.
آسیب به روابط انسانی
فرد عجول ممکن است دیگران را تحت فشار بگذارد یا صبورانه به حرفشان گوش ندهد.
کاهش کیفیت کار
انجام کارها با عجله معمولاً کیفیت را فدای سرعت میکند.
خطرات جسمی و روانی
رانندگی با عجله، تصمیمهای هیجانی یا حتی خوردن سریع غذا، سلامت جسمی و روانی را تهدید میکند.
نمونههای رایج عجله در زندگی روزمره
رانندهای که برای رسیدن به مقصد با سرعت غیرمجاز حرکت میکند.
فردی که بدون تحقیق، سرمایهگذاری بزرگ انجام میدهد.
خریدن محصولی تنها به دلیل تخفیف، بدون بررسی کیفیت یا نیاز واقعی.
جواب دادن سریع در بحثها، بدون فکر کردن به نتیجهی حرفها.
چگونه عجله را کنترل کنیم؟
خبر خوب این است که عجول بودن قابل کنترل و مدیریت است. چند راهکار عملی:
تنفس عمیق و مکث کردن
پیش از هر تصمیم مهم، چند لحظه مکث کنید و عمیق نفس بکشید.
برنامهریزی و اولویتبندی
وقتی برای کارهایتان زمانبندی داشته باشید، کمتر نیاز به عجله حس میکنید.
تمرین صبر
خودتان را آگاهانه در موقعیتهایی قرار دهید که نیازمند صبر هستند؛ مثل ایستادن در صف یا گوش دادن بدون قطع کردن حرف دیگران.
مدیریت استرس
ورزش، مدیتیشن و خواب کافی، ذهن را آرام کرده و میل به عجله را کاهش میدهد.
یادگیری از تجربهها
به گذشته فکر کنید؛ چند بار عجله باعث پشیمانی شما شده است؟ این آگاهی میتواند انگیزهای برای تغییر باشد.
نتیجهگیری:
عجله داشتن همیشه بد نیست، اما عجول بودن بهعنوان یک عادت میتواند کیفیت زندگی را کاهش دهد و حتی فرصتهای بزرگ را از ما بگیرد. برای موفقیت، لازم است بین سرعت و دقت تعادل ایجاد کنیم. گاهی یک مکث کوتاه، آیندهای متفاوت رقم میزند.
تلاقی اختیار، مسئولیت و خوشبختی،قدرت:انتخاب یکی از بنیادیترین ویژگیهای انسان است که نه تنها به او امکان میدهد مسیر زندگی خود را رقم بزند، بلکه نقش مهمی در سلامت روان و کیفیت زندگی دارد. احساس توانمندی در انتخاب، پایهایترین نیاز روانی انسان است که در نظریههای روانشناسی خودتعیینگری (Self-Determination Theory) برجسته شده است. با این حال، در دنیای پیچیده و پر از گزینههای امروز، این قدرت میتواند به دوگانهای میان آزادی و اضطراب تبدیل شود. در این مقاله، به بررسی ابعاد مختلف قدرت انتخاب و تأثیر آن بر سلامت روان خواهیم پرداخت و در نهایت راهکارهایی برای بهبود تجربه انتخاب ارائه خواهیم داد.
بخش اول: قدرت انتخاب و مفهوم خودمختاری روانی،مطالعات روانشناسی نشان دادهاند که احساس خودمختاری – یعنی داشتن کنترل بر تصمیمات شخصی – از مهمترین عوامل افزایش رضایت زندگی، انگیزه و سلامت روان است. انسانها زمانی که احساس کنند تصمیماتشان ناشی از اراده و ارزشهای شخصی است، در سطوح عمیقتری احساس رضایت و معنا میکنند.
نظریه خودتعیینگری (Deci & Ryan) بر این تأکید دارد که خودمختاری، شایستگی و وابستگی سه نیاز روانی اصلی انسان هستند که تحقق آنها به افزایش سلامت روان میانجامد. قدرت انتخاب، ابزاری است که خودمختاری را تامین میکند اما وقتی به شکل بیحد و مرز درآید، ممکن است به جای افزایش آزادی، استرس و سردرگمی ایجاد کند.
بخش دوم: معضل «افزودگی گزینهها» و اضطراب انتخابپدیدهای به نام «Paradox of Choice» یا «تناقض انتخاب» که توسط روانشناس بریتانیایی باری شوارتز مطرح شده، به این اشاره دارد که افزایش تعداد گزینهها، برخلاف انتظار، باعث کاهش رضایت و افزایش اضطراب میشود. وقتی با گزینههای فراوان روبرو میشویم، فشار روانی برای انتخاب بهترین گزینه افزایش یافته و ترس از انتخاب اشتباه (FOMO یا Fear of Missing Out) به شدت رشد میکند.این فشار روانی میتواند منجر به کاهش کیفیت تصمیمگیری، به تعویق انداختن انتخاب (Procrastination) و حتی اجتناب از انتخاب شود که در بلندمدت سلامت روان را تحت تأثیر منفی قرار میدهد.
بخش سوم: عوامل تعیینکننده کیفیت انتخاب و سلامت روان
۱. شناخت عمیق از ارزشها و اهداف شخصیپیش از هر انتخابی، مهم است که فرد بداند چه چیزی برایش اهمیت دارد. شناخت دقیق ارزشها مانند عدالت، صداقت، پیشرفت، یا آرامش میتواند معیارهای انتخاب را شفاف کند و از سردرگمی بکاهد.
۲. مدیریت هیجانات و فشارهای محیطیتصمیمگیری تحت فشار هیجانات شدید مانند اضطراب، خشم یا خوشحالی موقت، میتواند به انتخابهای غیرمنطقی منجر شود. تکنیکهایی مانند تنفس عمیق، مدیتیشن و فاصله گرفتن موقت از موقعیت تصمیمگیری به بهبود کیفیت انتخاب کمک میکند.
۳. محدودسازی گزینهها و تعیین اولویتهامحدود کردن گزینهها به تعداد معقول و حذف گزینههای غیرضروری، به کاهش بار شناختی و افزایش تمرکز کمک میکند. تعیین اولویتها نیز به صورت سلسله مراتبی میتواند مسیر انتخاب را روشنتر نماید.
۴. خوددلسوزی و پذیرش اشتباه،پذیرش اینکه هیچ انسانی کامل نیست و احتمال اشتباه در انتخابها وجود دارد، از عوامل مهم کاهش اضطراب است. خوددلسوزی یعنی رفتار مهربانانه با خود در شرایط دشوار، که تحقیقات نشان داده تأثیر مثبت بر سلامت روان دارد.
بخش چهارم: انتخاب آگاهانه و معنا در زندگی:فراتر از رضایت موقت، قدرت انتخاب میتواند به ابزاری برای ساختن زندگی پرمعنا تبدیل شود. انتخابهایی که مبتنی بر هدفهای بلندمدت و معنا هستند، ارتباط عمیقتری با سلامت روان برقرار میکنند و به ایجاد حس هویت و خودشناسی کمک میکنند.
تحقیقات در حوزه روانشناسی مثبتنگر (Positive Psychology) نشان میدهند که افراد وقتی زندگیشان را معنادار و هدفمند مییابند، نسبت به مشکلات روانی مانند افسردگی و اضطراب مقاومتر هستند.
بخش پنجم: کاربردهای عملی و توصیههای روانشناسی:برای بهرهمندی از قدرت انتخاب به عنوان عامل سلامت روان، توصیههای زیر میتواند مفید باشد:تمرین خودآگاهی: با یادداشت احساسات، ارزشها و انگیزهها پیش از تصمیمگیری به خودشناسی کمک کنیم.استفاده از چارچوبهای تصمیمگیری: تکنیکهایی مانند ماتریس تصمیم، تحلیل مزایا و معایب، یا تصمیمگیری مرحلهای.
آموزش مهارتهای تنظیم هیجان: با تمرینات روانشناسی مثبت و مدیتیشن میتوان اضطراب انتخاب را کاهش داد.تقویت حمایت اجتماعی: مشورت با افراد مورد اعتماد و دریافت بازخورد، به کاهش بار روانی کمک میکند.
پذیرش ریسک و اشتباه: یادگیری از اشتباهات به جای اجتناب از انتخاب، باعث رشد شخصی و بهبود سلامت روان میشود.
نتیجهگیری:قدرت انتخاب، ابزاری قدرتمند در دست انسان است که میتواند به افزایش سلامت روان و رضایت زندگی منجر شود یا در صورت مدیریت نامناسب، منشأ استرس و اضطراب گردد. کلید بهرهبرداری مثبت از این قدرت، در شناخت ارزشهای شخصی، مدیریت هیجانات، محدودسازی گزینهها و پذیرش خود نهفته است. انتخاب آگاهانه و معناگرا میتواند سلامت روان را بهبود بخشد و زندگی را به سفری پربارتر تبدیل کند.
هوش هیجانی، توانایی فرد برای شناخت، درک، مدیریت و بیان مؤثر هیجانات خود و دیگران است. اصطلاح EI اولین بار در دهه ۹۰ میلادی توسط دانیل گلمن روانشناس مشهور مطرح شد.هوش هیجانی از ۵ مؤلفه اصلی تشکیل شده است:
خودآگاهی (Self-Awareness): شناخت دقیق احساسات و تأثیر آنها بر رفتار. خودمدیریتی (Self-Regulation): توانایی کنترل واکنشهای هیجانی و رفتارهای تکانشی ،انگیزش درونی (Motivation): میل به دستیابی به اهداف، بدون نیاز به عوامل بیرونی.همدلی (Empathy): توانایی درک احساسات دیگران. مهارتهای اجتماعی (Social Skills): برقراری ارتباط مؤثر و مدیریت تعارضات.
چرا هوش هیجانی مهم است؟ در روابط شخصی:افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند، بهتر گوش میدهند، با دیگران همدلی میکنند و کمتر دچار سوءتفاهم میشوند. این افراد روابط عمیقتری دارند و تعارضات را با گفتوگو حل میکنند.در محیط کار: رهبران با هوش هیجانی بالا الهامبخشاند، تعارضات تیمی را کاهش میدهند و محیط کاری مثبتتری ایجاد میکنند. کارمندان نیز با مدیریت بهتر احساسات، عملکرد حرفهایتری نشان میدهند.
در سلامت روان: افراد با EI بالا کمتر دچار اضطراب، افسردگی و پرخاشگری میشوند. آنها درک عمیقتری از نیازهای درونیشان دارند و بهتر از پس بحرانها برمیآیند.
در موفقیت بلندمدت: مطالعات نشان دادهاند که بیش از ۸۰٪ از ویژگیهای افراد موفق، مرتبط با هوش هیجانی است نه صرفاً IQ.
چگونه هوش هیجانی خود را تقویت کنیم؟ هر روز از خودت بپرس: “الان چه احساسی دارم؟ چرا؟” احساسات را نامگذاری کن تا بهتر درکشان کنی.مدیریت احساسات: یاد بگیر به جای واکنش سریع، کمی مکث کنی. تمرین تنفس، نوشتن و گفتوگو با خود میتواند کمک کند.تقویت همدلی: سعی کن از زاویه دید دیگران به مسائل نگاه کنی. پرسیدن سؤالات باز و با دقت گوش دادن، راهی برای رشد همدلی است.بهبود مهارتهای ارتباطی: دربارهی شنیدن فعال، زبان بدن، و ارتباط مؤثر مطالعه کن یا در دورههایی شرکت کن. بازخورد بپذیر: از اطرافیان خود بخواه صادقانه دربارهی نحوه ارتباط و کنترل احساساتت بازخورد دهند.نتیجهگیری :در دنیایی که ارتباطات انسانی نقشی حیاتی ایفا میکند، هوش هیجانی نه یک گزینه، بلکه یک ضرورت است.
چه در خانه، چه در محیط کار و چه در رابطه با خودمان، این مهارت میتواند ما را از فردی واکنشی، به انسانی آگاه، مؤثر و موفق تبدیل کند.اگر به دنبال رشد فردی و حرفهای هستی، به جای فقط کار کردن روی مهارتهای فنی، روی احساساتت کار کن؛ جایی که بازی واقعی زندگی شکل میگیرد.
به طور حتم شما هم مثل بسیاری از افراد برای انجام کارهای خود وقت کم میآورید و آرزو میکردید که ای کاش زمان بیشتری در اختیار داشتید. به شما پیشنهاد میکنم مدیریت زمان را بیاموزید. مدیریت زمان مهارتی است که به شما کمک میکند از زمان خود بهترین استفاده را ببرید. مجموعهای از راهکارها برای اختصاص زمان به مهمترین کارها و جلوگیری از هدر رفتن زمان را مدیریت زمان گویند. برای موفّقیت در زمینهی کار و زندگی استفادهی مؤثّر و مفید از زمان امری واجب و اجتنابناپذیر است. وقت طلاست و زندگی بزرگترین سرمایهی ماست. طبق تحقیقات، هر انسان معمولی فقط بین 30 تا 40 درصد از وقت و فرصت خود را استفاده میکند و 60 تا 70 درصد از زندگی خود را تلف میکند. قسمت عمدهای از بزرگترین سرمایهی انسانها به هدر میرود به این دلیل که مردم در زندگیشان اهداف مشخص و برنامهریزی و اولویتبندی ندارند. پس توجه داشته باشید تنها زمانی میتوانید در مدیریت زمان موفّق باشید که اهداف خود را مشخص کرده باشید. آنچه باعث شد آنتونی رابینز در طی کمتر از 5 سال به همهی آرزوهای خود دست یابد هدفگذاری و رویاپردازی بود. او در سن 22 سالگی در یک آپارتمان 45 متری و در فقر کامل زندگی میکرد، به گفتهی خودش ظرفهایش را در وان حمام میشست و وزنش بالای 120 کیلو بود و زندگی مجردی و فقیرانهای داشت. ولی او با یک هدفگذاری جاهطلبانه و قابل حصول، صاحب ویلایی زیبا در ساحل دریا و نزدیک جنگل، همسری زیبا و شایسته، سلامتی و وزن ایدهآل، اتومبیل گران قیمت، قدرت و محبوبیت شد. پس قبل از مطالعه این فصل و انجام تمرینات حتماً اهداف خود را به طور کامل و مشخص تعیین کرده و نوشته، سپس این فصل را مطالعه کنید و تمرینات مربوط به مدیریت زمان را انجام دهید. تجربه نشان داده که هرچه تلاش بیشتری برای برنامهریزی بکنیم در هنگام عمل، زمان کمتری مورد نیاز است و در نهایت زمان ذخیره می شود.
"هر دقیقه زمانی که ما صرف برنامهریزی میکنیم در هنگام عمل 10 دقیقه زمان صرفهجویی خواهد شد."
(برایان تریسی)
برنامهریزی روزانه 10 تا 12 دقیقه بیشتر وقت شما را نخواهد گرفت. مهمترین اصل در برنامهریزی نوشتن برنامه است و بهترین زمان برای نوشتن برنامهی هر روز، شبِ قبل آن روز میباشد. قبل از اینکه به خواب بروید مطمئن شوید که برای روز بعد آمادهاید و وقتی که بیدار میشوید دقت کنید چه کارهایی را میخواهید انجام بدهید.
"برنامهریزی آوردن زمان آینده به حال است تا بتوانید همین الان کاری برای آن انجام دهید."
(آلن لاکین)
چرا باید برنامه را بنویسیم؟
• با نوشتن برنامه، اشراف کامل به کارهای در دست اقدام دارید و دقیقاً میدانید که با چه حجمی از کار روبرو هستید.
• با نوشتن برنامه، دیگر محال است که چیزی را فراموش کنید.
• هنگام نوشتن با اولویتبندی که انجام میدهید مشخص میکنید که کدام کارها باید اول انجام شود.
• وقتی از شب قبل برنامه را نوشتید، ضمیر ناخودآگاه شما هنگامی که در خواب هستید کارهای روزانه شما را در ذهن شما شبیهسازی میکند و باعث میشود که تحریکات درونی و روانی برای انجام کارها در شما ایجاد شود.
• نوشتن برنامه باعث کم شدن بار روی حافظه شماست.
• با نوشتن، اصرار و پافشاری بیشتری برای انجام کارها و خالی کردن لیست نوشته شده خواهید داشت.
• تواناییهای شما را در امکان یا عدم امکان انجام کارهای مختلف نشان خواهد داد.
"وارد عمل شدن بدون برنامهریزی علت همهی شکستهاست."
(آلکس مک کنزی)
اولویتبندی کارها
ما در طول روز کارهای زیادی را انجام میدهیم که هر کدام برای ما اهمیّت گوناگونی دارند، بعضی از این کارها ما را به اهدافمان نزدیکتر میکنند و بعضی دیگر از درجه اهمیّت کمتری برخوردارند و بعضی دیگر شاید فقط اتلاف وقت باشند. وقتیاهدافتان را دقیق مشخص کرده باشید میتوانید کارهای روزمره خودتان را از لحاظ اهمیّت و اولویت، درجهبندی کنید و بیشتر وقت خود را صرف کارهایی بکنید که شما را به اهدافتان نزدیکتر میکنند. برای همین میتوانید فعالیّتهای خود را به چهار دسته تقسیم کنید: A B C D
A کارهای مهم و اضطراری
این دسته از کارها هم بسیار مهم هستند و هم باید در اسرع وقت انجام شوند. برای مثال واریز مبلغ چک در آخرین روز و یا تغییر ناگهانی تاریخ امتحان و ... که همگی نیازمند یک اقدام سریع و دارای اهمیّت خاصی میباشند.
B کارهای مهم و غیراضطراری
کارهایی جزء این گروه هستند که با وجودی که محدودیت زمانی ندارند ولی شما را برای رسیدن به اهدافتان یاری میکنند و از اهمیّت بالایی برخوردارند. مجبور نیستیم این کارها را همین الان انجام دهیم ولی باید در لیست نوشته و انجام شوند. این کارها باید فقط توسط خود شما انجام شوند مثل شرکت در کلاس درس، مطالعه، یادگیر
C کارهای غیر مهم و اضطرار
این گونه کارها نه تنها مهم نیستند و شما را در راه رسیدن به اهدافتان یاری نمیکنند بلکه مانع کارهایی میشوند که شما را به اهدافتان نزدیک میکنند و در شما ایجاد اضطراب میکنند. مثلاً دوست یا همسر شما به شما زنگ میزند که همین الان با هم به سینما یا خرید برویم و ...
D غیر مهم و غیراضطراری
کارهایی در این گروه قرار میگیرند که نه مهم هستند و نه محدودیت زمانی دارند که انجام دادن یا ندادن آنها چه حالا چه بعداً هیچ سودی به حال شما ندارند و بیشتر جنبهی تفریح و وقتگذرانی دارند. مثل دیدن سریال و ...
وقتی لیست خود را کامل کردید؛ کنار هر کار با گذاشتن یک علامت آن را در دستهبندی مورد نظر قرار دهید و پس از انجام کار روی آن خط بکشید. میتوانید برای نوشتن لیست و برنامه از گوشی موبایل و یا تبلت و نرمافزارهای مخصوص به این کار که بسیار عالی طراحی شدهاند استفاده کنید.
"نخستین قانون موفّقیت تمرکز است. یعنی همهی نیروهای خود را روی یک نقطه متمرکز کنید و مستقیماً به سراغ همان نقطه بروید و به چپ و راست منحرف نشوید."
(ویلیام ماتئوس)
کارها را واگذار کنید
با واگذار کردن کارهای کماهمیّت به دیگران وقت خود را برای انجام کارهای مهم باز کنید.
"اگر کسی میتواند کار شما را تا 70 درصد کیفیت کار شما انجام دهدکار را به او واگذار کنید."
(برایان تریسی)
عوامل اتلاف زمان
مهمترین رکن در مبحث مدیریت زمان شناسایی عوامل اتلاف زمان است چرا که زمان بسیار زیادی در زندگی روزمره تلف میشود و در واقع صرف هیچ کاری نمیشود و یا تمرکز شما را برای انجام بقیه کارها کم میکنند. با شناخت و حذف این عوامل میتوان زمان بسیار زیادی در طول روز برای انجام کارهای مهم به دست آورد. برخی از سارقین زمان عبارتند از:
• تلفن و موبایل
• مهمانهای ناخوانده
• تلویزیون و رادیو و ...
• صحبتها و مکالمات کم اهمیّت
• مطالعه مطالب کم اهمیّت و غیرضروری
• اینترنت گردی بیهدف از قبیل تلگرام، فیسبوک و اینستاگرام و ...
• نداشتن توانایی نه گفتن در برابر خواستههای نابجا
• عادت به این دست و آن دست کردن
• عدم داشتن توانایی تمرکز روی کارها
• نداشتن نظم عمومی در زندگی از قبیل گم کردن وسایل و ...
• عدم داشتن مهارت در کارها که به دوبارهکاری ختم میشود.
• عدم واگذاری کارها به دیگران
با شناسایی و حذف این عوامل به خودی خود، وقت بسیار زیادی برای انجام کارهای مهم و مفید ایجاد خواهید کرد.
یک نکته: حتماً در برنامهریزیهای روزانه و هفتگی خود زمانی را برای تفریح و استراحت و ورزش قرار دهید. به خاطر داشته باشید تفریحات ایجاد روحیهی شاد در شما میکنند و باعث میشوند با انرژی بیشتری به کارها بپردازید و در واقع باطریهای خودتان را شارژ کنید. میتوانید این زمان را به هر کاری که به آن علاقه دارید اختصاص دهید. فقط ببینید چه کاری در شما حس خوبی ایجاد میکند و شور و شعف را در شما بر می انگیزاند. تماشای تلویزیون، کوهنوردی، مسافرت، گردش با خانواده و ...
تمرین عملی:
همین الان یک لیست تهیه کنید و در آن کارهایی را که فردا باید انجام دهید را یادداشت نمایید. لیست، جایی دم دستتان باشد تا هر لحظه که کاری به ذهنتان رسید آن را بلافاصله یادداشت کنید، برای انجام این کار میتوانید از گوشی موبایل و نرمافزارهای مخصوص به این کار استفاده نمایید تا همیشه و هر لحظه به آن دسترسی داشته باشید. سپس برای هر کاری اولویت موردنظر را مشخص کنید. فردا صبح زمانی که شروع به انجام کارها می کنید از گزینه A شروع کرده و سپس B و به همین ترتیب. هر کاری که انجام شد روی آن خط بکشید و در نهایت هر شب عمل خود را مورد ارزیابی قرار دهید تا نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید.
برگرفته از کتاب "لطفا جلوی موفقیت خود را نگیرید" نوشته: مهندس امیر بهادر بهاری
فصل دوم: مدیریت زمان
توی این فصل از کتاب "لطفا جلوی موفقیت خود را نگیرید" با روش های مدرن مدیریت زمان و برنامه ریزی آشنا میشید و همچنین با شناخت عوامل اتلاف زمان می تونید تا روزی دو ساعت زمان اضافه برای خودتون بخرید. علاوه بر این با تمرینات عملی ماندگاری آموخته هاتون رو توی ذهنتون تا چندین برابر افزایش میدید. با خوندن کتاب لطفا جلوی موفقیت خود را نگیرید، یاد میگیرید که چطوری بدون رفتن به همایش های پرهزینه، زندگیتون رو تغییر بدید، به موفقیت برسید و از نتایجی که بدست میارید شگفت زده میشید. این کتاب بر خلاف کتابهای روانشناسی دیگه، خیلی ساده و روان نوشته شده و در پایان هر فصل تمرینات عملی داره که این تمرینات، ماندگاری مطالب رو در ذهن خواننده چندین برابر بیشتر میکنه و باعث ایجاد روحیه عملگرایی میشه.
با خوندن کتاب لطفا جلوی موفقیت خود را نگیرید، یاد میگیرید که چطوری بدون رفتن به همایش های پرهزینه، زندگیتون رو تغییر بدید، به هدفتون برسید ، موفق بشید واز نتایجی که بدست میارید شگفت زده میشید. این کتاب بر خلاف کتابهای روانشناسی دیگه، خیلی ساده و روان نوشته شده و در پایان هر فصل تمرینات عملی داره که این تمرینات، ماندگاری مطالب رو در ذهن خواننده چندین برابر بیشتر میکنه و باعث ایجاد روحیه عملگرایی میشه.
♦ برای خرید کتاب لطفا جلوی موفقیت خود را نگیرید روی اینجا کلیک کنید.
♦ ارسال کتاب به سراسر کشور رایگان می باشد.
♦ برای دانلود مجموعه اپلیکیشن های اندروید قاب موفقیت که شامل کتاب صوتی و متنی لطفا جلوی موفقیت خود را نگیرید نیز می باشد، اینجا کلیک کنید.
♦ برای کسب اطلاعات بیشتر درباره کتاب به سایت کتاب به آدرس GHAB24.COM مراجعه نمایید.
آخرین دیدگاه ها