توانایی های انسان به دو دسته اصلی ذهنی و بدنی تقسیم می شوند. توانایی های ذهنی شامل مهارت های شناختی مانند تفکر، حل مسئله و خلاقیت هستند. توانایی های بدنی به توانایی های فیزیکی مانند قدرت، سرعت و انعطاف پذیری اشاره دارند. همچنین، توانایی های اجتماعی و عاطفی نیز از اهمیت بالایی برخوردارند که شامل توانایی برقراری ارتباط موثر با دیگران، همدلی و مدیریت هیجانات می شوند.
گاهی اوقات قضاوت کردن در مورد دیگران و رفتار آنها ناخودآگاه به ذهن خطور می کند. این قضاوت ها هم باعث ناراحتی ذهنی ما می شود و هم می تواند ذهنیت بدی را در مورد دیگران درون ما ایجاد کند. پس بهتر است حتی اجازه ندهیم این افکار به ذهنمان وارد شود و از بروز آنها جلوگیری کنیم. از طرفی داشتن یک طرز فکر انتقادی یا قضاوت کننده می تواند بر روابط کاری و شخصی شما فشار وارد کند. تغییر این ذهنیت دشوار است؛ اما راه هایی برای تغییر دیدگاه شما وجود دارد. به عنوان مثال، می توانید به خود بیاموزید که افکار انتقادی خود را زیر سوال ببرید، بیشتر روی نقاط قوت دیگران تمرکز کنید و به جای انتقادات مخرب و منفی، انتقاد سازنده داشته باشید.






سفری از رهایی تا بازسازی قلب، عشق قدیمی، مثل رد پای یک پرنده روی شنهای ساحل است؛ حتی وقتی موجها میآیند و میروند، جای آن برای مدتی باقی میماند. اما همانطور که باد و زمان شنها را صاف میکنند، قلب ما هم توانایی التیام و فراموشی دارد. فراموش کردن عشق گذشته، به معنای پاک کردن خاطرات نیست، بلکه یاد گرفتن این است که آن خاطرهها دیگر بر حال و آیندهمان سلطه نداشته باشند.
۱. پذیرش واقعیت
اولین قدم، پذیرفتن این حقیقت است که رابطه به پایان رسیده. بسیاری از ما در ذهن خود نسخهای خیالی از گذشته را زنده نگه میداریم و به «اگر»ها فکر میکنیم. این فکرها مثل زنجیری نامرئی ما را در گذشته حبس میکنند. نوشتن یک نامه بدون ارسال، میتواند راهی برای گفتن خداحافظی باشد.
۲. ایجاد فاصلهی سالم
حضور مداوم در شبکههای اجتماعی و پیگیری زندگی او، مثل باز کردن زخمی است که هنوز تازه است. فاصله گرفتن، نه از روی بیاحساسی، بلکه برای بازسازی خود، اقدامی ضروری است. این فاصله میتواند شامل حذف یا محدود کردن ارتباط مجازی و واقعی باشد.
۳. جایگزین کردن عادتها
هر رابطه، عادتهای مشترکی میسازد: یک آهنگ خاص، یک کافهی همیشگی، یک مسیر پیادهروی. تغییر این عادتها، مسیر ذهن را به سمت تجربههای جدید هدایت میکند. یادگیری یک مهارت تازه یا ورزش جدید، ذهن را مشغول و روح را تازه میکند.
۴. بازتعریف خود
گاهی بعد از پایان عشق، حس میکنیم بخشی از هویتمان را گم کردهایم. این فرصت را غنیمت بشماریم تا دوباره خودمان را بسازیم. لیستی از ارزشها، آرزوها و اهداف شخصیتان تهیه کنید و برایشان برنامهریزی کنید.
۵. اجازه دادن به زمان
زمان، کار خودش را میکند؛ حتی اگر گاهی آهسته پیش برود. مهم این است که خودمان را برای «زودتر خوب شدن» تحت فشار نگذاریم. رنج، بخشی از فرآیند رشد است.
۶. تبدیل خاطره به تجربه
به جای نگاه کردن به رابطه به عنوان شکست، آن را در قالب یک تجربه ببینید. چه چیزهایی یاد گرفتید؟ چگونه میتوانید از این درسها در روابط آینده استفاده کنید؟
۷. ساختن آیندهای تازه
وقتی ذهن و قلبتان آرامتر شد، کمکم به روی فرصتهای جدید باز شوید. این لزوماً به معنای ورود به یک رابطهٔ دیگر نیست، بلکه میتواند آغاز یک پروژه، سفر یا تغییر مهم در زندگی باشد.
سخن پایانی
فراموش کردن عشق قدیمی، یک حذف ناگهانی نیست؛ یک روند تدریجی است که با شناخت، پذیرش و تغییر آغاز میشود. در نهایت، آنچه باقی میماند نه زخم، بلکه جای زخمی است که نشان میدهد ما عاشق بودهایم و از دل سختیها عبور کردهایم.
بی شک همه ما در زندگی آرزوهایی داریم که رویای رسیدن به آنها را در سر می پرورانیم. به آنها فکر می کنیم و گاهی در میان آنها زندگی می کنیم. اما تا به حال به این فکر کرده اید که برای تحقق آنها چه راهی میتوان در پیش گرفت و یا اصلا قابلیت تبدیل شدن به واقعیت را دارند یا مدینه فاضله و اسطوره هستند؟
آرزوها خواسته ها وامیال درونی ما هستند که در قالب ایده آل هایی در ذهن ما تجسم یافته اند، بسیاری از این آرزوها صرفا آرزو هستند و اگر با منطق با آنها رو به رو شویم میبینیم در دنیای واقعی امکان پذیر نیستند. اما بسیاری دیگر از این آرزوها با تلاش و برنامه ریزی قابل تحقق هستند، پس بهتر است کمی دقیق تر آرزو های خود را مورد بازبینی قرار دهید و ذهن خود را از پرداختن به آرزوهای غیر واقعی بازدارید.
اما اگر بخواهیم تعریفی از هدف ارائه دهیم باید این نکته را بیان کنیم که هدف ها، خواسته هایی هستند که اولویت های زندگی ما را شکل می دهند. هدف انگیزه فعالیت روزمره مارا شکل می دهد و زمینه ساز زندگی آینده ماست. پس میان هدف و آرزو تفاوت بسیار زیادی وجود دارد. انسان هدفمند به جای نشستن و دل سپردن به آرزوها، عملگراست. برای رسیدن به هدف ها و بلند پروازی های خود برنامه ریزی می کند و با استراتژی پیشروی می کند.
کودک درون بخشی از وجود توست که از کودکی تو تا به الان همراه تو بوده، این بخش بهت نشون میده چرا درحال حاضر یک سری رفتار و افکار و اخلاقیات رو داری و چه اسیب هایی و سرکوب هایی شدی بلکه بتونی دوباره خودت رو درمان کنی، کودک درون عاشق تحرک و خلاقیت و شادیه اما به مرور توسط تروما و تجربیات آسیب دیده و سرکوفت شده. برای ارتباط با کودک درون: بازی کردن نقاشی کشیدن پازل و خاک بازی و خمیربازی و …ارتباط با کودکان گذروندن وقت با کودکان، ارتباط با حیوانات، مدیتیشن: کودکی خودتون رو تصور کنید که در رو به روی شماست و تماشاگر صحبت ها و گفته های اون باشید و به اون گوش بدید و هررفتاری و حرفی و محبتی که انتظار داشتید از بیرون به شما بدن خودتون به کودک درون خودتون بدید و بگید.
برای برنامهریزی کارهای روزانه افراد موفق، میتوان به یک جدول کلی اشاره کرد که شامل فعالیتهای متنوع و مؤثری است. این جدول میتواند بر اساس نیازها و اهداف شخصی تغییر کند، اما شامل عناصری است که به موفقیت کمک میکنند. در زیر یک نمونه جدول ارائه میشود:
|
فعالیت روزانه |
زمان |
|
بیداری و صبحانه |
۵:۳۰ صبح |
|
ورزش یا تمرینات مذهبی |
۶:۰۰ صبح |
|
مطالعه کتاب یا مقالات آموزشی |
۷:۰۰ صبح |
|
برنامهریزی روز و تعیین اهداف |
۸:۰۰ صبح |
|
شروع کار بر روی پروژههای مهم |
۹:۰۰ صبح |
|
استراحت و ناهار |
۱۲:۰۰ ظهر |
|
ادامه کار بر روی پروژهها |
۱:۰۰ بعدازظهر |
|
ارزیابی روز و یادداشت نکات مهم |
۵:۰۰ عصر |
|
وقت گذرانی با خانواده یا دوستان |
۶:۰۰ عصر |
|
مطالعه کتاب یا تماشای مستند |
۸:۰۰ شب |
|
آماده شدن برای خواب و تضرع |
۱۰:۰۰ شب |
محمد علی کلی، اولین مدالش را برای معلم دبیرستانش فرستاد، چون اون گفته بود: تو هیچی نمیشی! محمد علی یکی از پرافتخارترین و سرشناس ترین بوکسورهای تاریخ جهان و آمریکا به شمار می آید. او سه بار مدال طلای سنگین وزن بوکس جهان را به خود اختصاص داد.
لیلا علی، دختر محمد علی که او نیز در گذشته قهرمان بوکس زنان جهان بود، چند ساعت قبل از مرگ پدرش عکسی از خود به همراه پدر و فرزندش منتشر کرد و نوشت: "من این عکس پدر و دخترم را دوست دارم. از همه محبتها و دعاهایی که برای پدرم می کنید متشکرم. من عشق شما را نسبت به خودمان احساس کردم و آن را ستایش می کنم."
جدا از این که محمد علی سه بار قهرمان جهان شده بود، محبوبیت او به خاطر فعالیتهای اجتماعیاش بود. محمد علی در ژانویه 1942 در لوئیز ویل شهری از ایالت کنتاکی متولد شد. او از 12 سالگی بوکس آماتور را آغاز کرد و در سال 1964 با ناک اوت کردن سانی لیستون، قهرمان سنگین وزن جهان شد. او در همان سال به دین اسلام گروید و نامش را از کاسیوس کلی به محمد علی تغییر داد. محمد علی در زمان جنگ آمریکا و ویتنام از خدمت در ارتش آمریکا سر باز زد و به همین خاطر سه سال و نیم از فعالیت بوکس محروم شد که در نهایت دادگاه رای به لغو محرومیت وی داد.
محمد علی در سال 1974 جرج فورمن را شکست داد و سال بعد از آن دوباره با جو فریزر در فیلیپین مسابقه داد و او را شکست داد. در المپیک 1996 از محمدعلی خواسته شد تا مشعل بزرگ المپیک را در مراسم افتتاحیه روشن کند. او همچنین در مراسم افتتاحیه المپیک 2012 پرچم المپیک را حمل کرد.
او پیش از این که در سال 1981 بازنشسته شود، دو بار دیگر نیز قهرمان سنگین وزن جهان شد.
وقتی تو یه رویا داری: تحلیل رویای خود: دقیقاً مشخص کنید که رویای شما چیست و چرا برایتان مهم است. آن را به اهداف کوچکتری تقسیم کنید. اهداف کوتاهمدت و قابل دستیابی میتوانند به شما کمک کنند تا جلو بروید. یک برنامه عملی برای رسیدن به این اهداف تنظیم کنید. مشخص کنید که چه اقداماتی باید انجام دهید. به سلامت روان و جسم خود اهمیت دهید. انگیزه و انرژی در مسیر رسیدن به هدف خیلی مهم است. ممکن است با چالشهایی روبرو شوید، اما باید ادامه دهید. هر قدمی که به سوی رویایتان برمیدارید، مهم است. از دوستان، خانواده یا افراد متخصص کمک بگیرید. حمایت دیگران میتواند بسیار مؤثر باشد. با تلاش و برنامهریزی میتوانید به رویایتان نزدیکتر شوید!










اگه موفقیت آسون بود همه به دستش می آوردن، انتخاب با توعه، جا بزنی یا ادامه بدی...
ویدئویی از دنزل واشنگتن و توصیه های ستاره هالیوود به فارغ التحصیلان دانشگاه پنسیلوانیا؛ در سال 2011 دنزل واشنگتن بازیگر بزرگ آمریکایی، سخنرانی تاثیرگذاری درباره موفقیت در زندگی و اهمیت شکست خوردن در مراسم فارغ التحصیلی دانشگاه پنسیلوانیا انجام داد.
1. بپذیرید که رابطهتان به اتمام رسیده است.
2. دلایل شکست رابطه قبلی خود را پیدا کنید.
3. رابطه دیگری را عجولانه شروع نکنید.
4. تمام راههای ارتباطیتان را قطع کنید.
5. به خودتان یادآوری کنید که فقط “یک عشق واقعی” برای هر نفر وجود ندارد.
6. از تمام چیزهایی که شما را یاد او میاندازد اجتناب کنید.
7. به هیچوجه با او تماس نگیرید.
8. خودتان را با فعالیت ورزشی ، هنری یا هرچیزی که علاقه دارید مشغول کنید.
9. از همه مهم تر ، باید واقعا بخواید وباور داشته باشید که میتونید رابطه تون فراموش کنید.
با روش زندگی جدید و امروزی، از کسالت و بینشاطی و افسردگی در رنج هستیم و از آنجا که عادت داريم منشأ مشکلاتمان را به ديگران نسبت دهيم، گمان مي کنيم بايد در زندگي تغييراتي ايجاد کنيم تا شادي و نشاط و سرزندگي به سراغمان بيايد. اکثر ما شبها دیر به خواب میرویم و با این وجود سحرخیزی کار بسیار سختی است. میشل گاس، مدیرعامل استارباکس به مدت ۱۵ سال ساعت خود را برای ۴:۳۰ صبح کوک کرده است تا بتواند بدود. گرچن روبن، نویسندهی مشهور کتاب پروژهی شادی ۶ صبح بیدار میشود و یک ساعت قبل از بیدار شدن خانوادهاش مشغول به کار میشود. لورا وندرکم، متخصص در مدیریت زمان، در کتاب "موفّقترین افراد قبل از صبحانه چه میکنند" به دلایل اهمیّت صبحگاه و چگونگی استفادهی مؤثّر از آن زمان پرداخته است. چرا افراد موفّق صبح زود از خواب بیدار میشوند؟ بارها و بارها در جملات بزرگان و احادیث و روایات شنیدهایم که افراد موفّق سحرخیزند و در مکاتب و مذاهب مختلف به آن سفارش فراوان شده است. تا به حال فکر کردهاید که چرا برای نماز صبح باید قبل از طلوع خورشید برخواست؟ چرا سفارش شده بعد از نماز صبح تا طلوع خورشید در محل نماز بنشینید و ذکر خدا بگویید؟
هرکس در مكانى که نماز صبح را خوانده، بنشيند و ذكر خدا گويد تا آفتاب طلوع كند؛ پاداش او همانند كسى است كه طواف خانه خدا را بجا آورده است.
"پیامبر اکرم"
كسى كه نماز را بجا آورد و در محل نمازش تا طلوع آفتاب بنشيند اين كار، او را از آتش جـهنم باز خواهد داشت.
"امام حسن مجتبى (ع)"
شاید قصد و هدف این بوده که بعد از نماز دوباره به خواب نرویم. ولی چرا؟ در بیداری صبح هنگام چه چیزی نهفته که تقریباً همهی ادیان و مکاتب و روانشناسان بر آن تأکید دارند؟ زمانی که علت انجام کاری را بدانید؛ با اعتقاد به آن عمل میکنید و در انجام آن سست نخواهید شد. همچنین زمانی که این نتایج را به دست بیاورید و لذتی در آن ببینید قطعاً در انجام آن مصمّم و محکمتر خواهید بود. چه خوب است بیشتر بررسی کنیم!
سحرخیزی، چرا؟
1. سلامتی: بدن انسان به گونهای طراحی شده که هماهنگ با طبیعت عمل کند. در واقع باید با طلوع خورشید بیدار شویم و با غروب آن به خواب رویم. ولی اکثر ما این گونه رفتار نمیکنیم. اکثر مردم شبها دیر به خواب میروند و در طول روز میخوابند. گاهی شب آنقدر دیر میخوابند که صبح تا نزدیک ظهر خواب هستند. این رفتاری است که به سلامتی روح و جسم انسان آسیب وارد میکند. نتایج تحقیقات دانشمندان نشان میدهد که سحرخیزی باعث کاهش غلظت خون میشود و همچنین باعث ترشح هورمونهای ضدافسردگی در بدن انسان میشود. به شکلی که افراد سحرخیر کمتر در خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند. سحر، زماني است که اکسيژن خالص به سطح زمين ميرسد و اين هواي پاک و اکسيژن خالص براي سيستم بدن بسيار مفيد است.
2. افزایش زمان مفید: بدن انسان بزرگسال در شبانهروز به حداقل 7 تا 8 ساعت خواب احتیاج دارد. با فرض اینکه این میزان را رعایت کنید و شب دو ساعت زودتر بخوابید، صبح به همین میزان زودتر بیدار شوید و در واقع از میزان خواب خود نکاهید. چرا در ذهن اکثر مردم سحرخیزی با کمخوابی برابر است؟ حالا با خود بیاندیشید که آن دو ساعت در شب میتواند به چه کارهایی منتهی شود و آنها را با چه کیفیتی انجام میدهید و صبح چه کارهایی میشود انجام داد و با چه کیفیتی؟ فرقی نمیکند که شغل شما چیست و روز خود را به انجام چه کارهایی میگذرانید. در هر صورت صبح زود همیشه کارهای مفیدتری می شود انجام داد و به خاطر تمرکز و انرژی بالایی که روح و روان انسان در آن هنگام دارد کارها با دقت و کیفیت بهتری انجام میشوند و میزان اشتباه و خطا به شدّت کاهش مییابد. خیابانها خلوتتر است و جای پارک فراوان، بانکها و ادارهها خلوتتر و کارمندان باانرژیتر و با دقت بیشتری کار شما را انجام میدهند. طرح ترافیک آغاز نشده و هوا پاک و تمیز است. گویی همهی امکانات شهری در اختیار شماست. دو ساعت شب را که با دو ساعت صبح عوض کردید در واقع از زمان از دست رفته عمرتان کم کردید و به زمان مفید اضافه کردید. همین دو ساعت شما را در راه رسیدن به موفّقیت در اهدافتان بسیار یاری خواهد نمود.
3. کاهش ابتلا به بیماریهای قلبی: بیدار شدن در صبح زود، خواب طولانی را قطع میکند و ثابت شده است فردی که ساعات طولانی با حالت ثابتی میخوابد در معرض بیماریهای قلبی به ویژه بیماری تصلب شریان یا گرفتگی رگ قرار میگیرد که باعث حملات قلبی میشود. زیرا خواب آرامش مطلق است و اگر زیاد طولانی باشد باعث تهنشین شدن مواد چربی بر دیوارههای رگهای شریانی از جمله رگهای کرونر قلبی میشود.
4. افزایش شادابی و نشاط: هنگامی که انسان نسیم سحر یا باد صبا را استشمام میکند وجد و هیجانی به وی دست میدهد که با نشاط حاصل در هیچ یک از ساعات شب و روز قابل مقایسه نیست. نرمش صبحگاهی یا پیادهروی سبک در هوای پاک و تمیز صبحگاهان بسیار در زیبایی چهره و اخلاق حسنه و خوش خلقی تأثیر دارد.
5. افزایش بهرهوری و تمرکز: صبح هنگام مغز انسان تهی از هر گونه افکار زائد و منفی میباشد و با شادابی و نشاط تمرکز و بهرهوری بیشتری خواهید داشت و کارهایتان را با بازدهی بالاتری انجام خواهید داد. بهترین زمان برای تصویرسازی ذهنی و تفکر مثبت صبح هنگام میباشد.
6. افزایش اراده و اعتماد به نفس: همانطور که همهی شما میدانید خواب صبح که در ادبیات ما به "شکر خواب" معروف است بسیار شیرین است و مقاومت در برابر بیدار شدن در آن ساعت؛ تنها کار انسانهای با اراده است. یعنی انجام کاری که اکثر مردم موفّق به انجام آن نمیشوند و همین امر باعث افزایش اعتماد به نفس در شخص میشود. سحرخیزی یعنی غلبه بر این کشش برای دستیابی به دست آوردهای بزرگتر و بهتر. مقاومت در برابر این لذت میتواند باعث شود که اراده و قدرت روحی خود را در طول زمان بالا رود و با این افزایش قدرت درونی، در برابر لذت گناهان هم مقاومت کنید. افراد سحرخیز انسانهای بااستقامتتر و مقاومتری نسبت به دیگران هستند و در برابر مشکلات زندگی به زانو درنمیآیند.
7. افزایش رزق و روزی: امام باقر (ع) ميفرمايند: خداوند بندهاي را که زياد دعا کند، دوست دارد و بر شما باد دعاي سحر تا طلوع آفتاب زيرا آن زمان درهاي آسمان گشوده ميشود و رزق انسانها تقسيم ميشود و نيازهاي بزرگ و ضروري وي برآورده ميشود. همچنين امام رضا (ع) ميفرمايند: کسي که بين فجر و طلوع بخوابد از روزياش خواب مانده است و امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه نماز صبح را بخواند و تا طلوع آفتاب منتظر شود اين شخص براى كسب روزى موفّقتر است از كسى كه يك ماه در روى زمين براى تجارت و كسب روزى سفر كند. بنابر این با افزایش زمان فعالیت کاری در بهترین شرایط روحی میتوانید درآمد خود را افزایش دهید.
تمام آموزههای روانشناسی بر یک پایه استوار است و آن استمرار و پایستگی است. به این معنی که هر چیزی که میآموزید باید برای شما به صورت عادت دربیاید و همیشگی باشد و در واقع تبدیل به روش زندگی شما بشود. اینکه مدتی انجام بدهید و رها کنید و دوباره ادامه بدهید باعث ایجاد احساس خستگی و ناکامی در شما میشود. این جمله را بارها شنیده اید"هر کاری اولش سخته" تا حالا ماشین هل دادید؟ وقتی میخواهید ماشین را هل بدهید سختترین قسمت لحظهی شروع حرکت است، ولی رفته رفته که ماشین شروع به حرکت میکند نیاز به انرژی کمتری دارید و با کمترین فشار ماشین به حرکت خود ادامه میدهد. تغییر در روش زندگی مانند هل دادن ماشین است. در لحظهی شروع تغییر، فشار و سختی زیادی را باید تحمل کنید ولی رفته رفته روح و جسم شما با شرایط جدید سازگار شده و این تغییر تبدیل به عادتی در زندگی شما میشود و این باید خواستهی اصلی شما باشد.
شاید چند روز اول سحرخیزی حس خوبی به شما ندهد و در طول روز کسل باشید؛ ولی بعد از گذشت چند روز میبینید که شبها زودتر به خواب میروید و خواب عمیقتری دارید و بدن شما با شرایط جدید سازگار میشود. بنابر این برای به وجود آوردن این تغییر در زندگیتان کمی به خودتان زمان بدهید.
سحرخیزی، چگونه؟
1. برنامهریزی: هر شب برای فردا و به خصوص ساعات اولیه صبح برنامهریزی جذّابی داشته باشید. اگر برای ساعات اولیه خود برنامهریزی نداشته باشید دل کندن از خواب کار سختی خواهد بود و لحظهی بیداری صبح سؤالی که درگیر ذهن شماست این است: "بیدار شم چیکار کنم؟" و اگر جواب قابل قبولی نیابید به راحتی سست میشوید. همیشه از شب قبل برنامهریزی برای فردای خود داشته باشید. سعی کنید برای ساعات اولیه کارهای جذّاب و لذتبخشی را انتخاب کنید چرا که تنها امید برای کسب لذت دیگری، میتواند به شما کمک کند تا از لذت خواب سحرگاهان بگذرید. کارهایی از قبیل ورزش، تفریح، پیادهروی و... حتی برای شروع میتوانید هر کاری که در شما ایجاد لذت میکند انجام دهید کارهایی از قبیل بازی یا تماشا کردن فیلم، وبگردی و ... تا بتوانید بر این فشار غلبه کنید و بعد از چند روز که بدن شما به ساعات جدید عادت کرد، وقت خودتان را برای انجام کارهای مفیدتر و بهینهتری سپری کنید.
2. برای خودتان تعهد ایجاد کنید: کاری انجام دهید که خودتان را به این ساعت متعهد کنید، تا صبح هنگام تعهد شما به آن کار شما را از سستی دور کند. برای مثال میتوانید با دوستی یا دوستانی برای ورزش یا پیادهروی و ... قرار بگذارید تا رفتن به سر قرار، شما را در غلبه بر تنبلی یاری کند. یا به همهی اعضای خانواده بگویید که با خود وعده سحر خیزی دارید و قطعاً به آن عمل خواهید کرد. با این روش ترس از شماطت و سرزنش اعضای خانواده، شما رایاری خواهد کرد. میتوانید قرارهای مهمتان را در ساعات اولیه صبح بگذارید تا انگیزهی کافی برای بیدار شدن داشته باشید. باید راه را برای تنبلی کردن بر خود ببندید.
3. تجسم: برای خودتان یک صبح عالی تجسم کنید. سعی کنید در تخیّل خود صبح را به بهترین شکل ممکن تجسم کنید؟
سحرخیز بودن تنبیه کردن خودتان نیست. اگر دلیل خوبی نداشته باشید از تخت جدا نمیشوید.
"وندرکم"
4. زمان: برای بیدار شدن زمان دقیقی را در نظر بگیرید و خودتان را به آن ساعت متعهد کنید چرا که نداشتن برنامهی دقیق زمانی، شما را به سستی میکشاند. به یاد داشته باشید هیچ وقت ساعت خودتان را دوباره کوک نکنید چرا که این کار، شما را از عادت به برنامهی جدید زندگی عقب میاندازد. بعد از مدتی سعی کنید خودتان قبل از زنگ ساعت بیدار شوید. برای تمرین دادن بدن همیشه رأس یک ساعت خاص بیدار شوید و ساعت بیدار شدن خود را تغییر ندهید.
5. به اندازهی کافی بخوابید: سعی کنید شبها هر چه زودتر به رختخواب بروید. یکی از عواملی که باعث میشود تا افراد با سحرخیزی مشکل داشته باشند؛ نداشتن خواب کافیست. با زودتر خوابیدن، بیدار شدن صبح برای شما چندین برابر آسانتر خواهد شد. سعی کنید تا دو ساعت قبل از خوابیدن چیزی نخورید، چرا که در غیر این صورت بدن شما درگیر هضم غذا خواهد بود و این امر باعث میشود تا در خواب شما اختلال ایجاد شود و زمان به خواب رفتن شما افزایش یابد. همچنین از قهوه استفاده نکنید زیرا کافئین موجود در قهوه باعث به وجود آمدن بیخوابی میشود.
6. بلافاصله از رختخواب دل بکنید: به محض بیداری از جا بلند شوید. به خودتان دروغ نگویید. اینکه مثلاً ده یا بیست دقیقه دیگر از جایم بلند خواهم شد، این کار نه تنها به شما کمکی نخواهد کرد بلکه دل کندن شما از رختخواب را سختتر خواهد کرد.
7. زنگ ساعت تان را تغییر دهید: هر چند روز یکبار صدای زنگ ساعت را تغییر دهید. چرا که هم صدای زنگ آزاردهنده میشود و هم بعد از مدتی زنگ ساعت دیگر نمیتواند شما را بیدار کند چون به آن عادت کرده اید. استفاده کردن از رادیو به جای زنگ ساعت هم بسیار متنوع است و هم ایجاد انگیزه در ترک تختخواب میکند. میتوانید از صدای طبیعت و آب و ... برای بیدار شدن استفاده کنید. بسیاری از گوشیهای موبایل دارای چنین امکاناتی هستند و صداهای آرامبخش و الهام گرفته از طبیعت برای بیداری صبح دارند و از صدای کم شروع میکنند و آرام آرام صدای زنگ آنها افزایش مییابد. در صورتی که از گوشی موبایل برای بیدار شدن استفاده میکنید حتماً آن را در حالت پرواز قرار دهید تا از شرّ آثار سوء امواج موبایل در امان باشید و همچنین گوشی را در محلی دورتر از محل خوابتان قرار دهید تا برای خاموش کردنش مجبور به ترک رختخواب شوید و خواب از سرتان بپرد.
8. روزهای تعطیل نیز سحرخیز باشید: بدن شما تلاش میکند هر روز خودش را با شرایط جدید وفق بدهد و درست زمانی که میخواهد این الگو تبدیل به بخشی از روال عادی بدن شود، همه چیز خراب میشود و سختی سحرخیزی همیشه گریبان گیر شما میماند.
9. برای خودتان انگیزه ایجاد کنید: مثلا روش درست کردن یک صبحانه خوب را یاد بگیرید و به خودتان قول یک صبحانه خوب بدهید. هیچ چیز به اندازهی انگیزه داشتن نمیتواند به شما انرژی کافی برای سحرخیزی بدهد.
ساعت خوابیدن و بیدار شدن افراد موفق جهان
|
نام |
سمت |
ساعت خواب |
ساعت بیداری |
|
تیم کوک |
مدیر عامل اپل |
9:30 شب |
4:30 صبح |
|
ریچارد برانسون |
موسس گروه ویرجین |
12 شب |
5-6 صبح |
|
بیل گیتس |
مؤسس مایکروسافت |
12 شب |
7 صبح |
|
آریانا هافینگتون |
مؤسس هافینگتون پست |
10 شب |
5 صبح |
|
جک دورسی |
مؤسس توئیتر |
10:30شب |
5:30 صبح |
|
تیم آرمسترانگ |
مدیر عامل AOL |
11 شب |
5 صبح |
|
ماریسا میر |
مدیر عامل یاهو |
12شب |
4-6 صبح |
|
هلنا موریسی |
مدیر عامل گروه نیوتن |
11شب |
5 صبح |
|
جف بزوس |
مدیر عامل آمازون |
10 شب |
5 صبح |
|
الون ماسک |
مدیر عامل تسلا موتور |
1 نیمه شب |
7 صبح |
|
جین آن گادیا |
مدیر عامل ویرجین مانی |
10:30 شب |
6:20 صبح |
تمرین عملی:
از همین امروز شروع کنید و با رعایت این 9 مورد زمان خوابیدن خود را متحوّل کنید. فقط کافیست یک هفته استمرار بورزید. به طور حتم بعد از یک هفته نتایج شگرفی در روحیه و نشاط فردی خود احساس خواهید کرد.
بخشی از کتاب لطفا جلوی موفقیت خود را نگیرید نوشته: مهندس امیر بهادر بهاری
اعتماد به نفس نوعی اعتماد به تواناییها و افتخار کردن به خود میباشد. بیشتر مردم فکر میکنند که اعتماد به نفس یعنی ایمان و اعتقاد نسبت به موفّقیتهایی که در کارها به دست میآورند، ولی در واقع میزان اعتماد شما به خود و تواناییهای شما میزان اعتماد به نفس شما را مشخص میکند. اعتماد به نفس یعنی دیدن خود به عنوان فردی با کفایت و توانمند و منحصر به فرد. یعنی فردی که توانایی لازم برای تسلّط بر امور زندگی خود را داشته باشد. آیا شما نظر مساعدی نسبت به خود دارید؟ خود را چگونه انسانی میدانید؟ آیا به خود احترام میگذارید؟ اگر پاسخ شما مثبت است شما سطح خوبی از اعتماد به نفس در خود دارید. اطرافیانتان در مورد شما چه توصیفی دارند؟ آیا شما را انسانی سست و بیاراده میدانند یا قوی و بااراده؟ شما ممکن است در یک زمینه ضعف داشته باشید و در زمینهای دیگر به تواناییهای خود ایمان داشته باشید. پس قبل از هر کاری باید بدانید در کل در چه سطحی قرار دارید.
موانع رسیدن به اعتماد به نفس
موانع رسیدن به اعتماد به نفس بیشتر درونیاند تا بیرونی. موانع بیرونی شامل اطرافیان، محیط خانواده و اجتماع هستند. افرادی که به نوعی آیهی یأس میخوانند و انرژی منفی متصاعد میکنند یا تاوان شکستهایشان را از شما میگیرند و هر لحظه در گوش شما زمزمه میکنند که تو نمیتوانی و در حد توان تو نیست و ...
تغییر در این گونه افراد بسیار دشوار است و بهترین راه کم کردن ارتباط با این افراد و برقراری ارتباط با افراد موفّق و مثبتاندیش میباشد.
ولی موانع درونی که تأثیر بیشتری در اعتماد به نفس افراد دارند مربوط به باورها و طرز تفکر هر شخص میشود که کاملاً قابل تغییر و در حیطه اختیار خود شخص هستند.
راههای افزایش اعتماد با نفس
1. تصویر ذهنی: سعی کنید تصویر ذهنی خوبی از خودتان بسازید. به نکات مثبت خود فکر کنید. موفّقیتها و دستاوردهایی که تاکنون داشتهاید را به خود یادآوری کنید. با خودتان مهربان باشید و خود را با صفات مثبت و خوب تفسیر کنید. هر بار که باور منفی در خودتان یافتید فوراً با صدای بلند خصوصیتی مثبت از خود را به زبان بیاورید تا اثر این تصور را در خود کمرنگ کنید.
2. میزان عزت نفس را در خودتان افزایش دهید: چقدر برای خودتان ارزش قائل هستید. وقتی تنها هستید چه غذایی میخورید؟ در چه ظرفی غذا میخورید؟ چه لباسی میپوشید؟ آیا خود را لایق پوشیدن لباس تمیز و آراسته میدانید؟ آیا ظروف چینی شیک فقط برای مهمان است؟ غذای خوب چطور؟ خودتان را عزیز بدانید. وقتی خود شما برای خودتان ارزشی قائل نباشید چگونه انتظار دارید که دیگران برای شما ارزش قائل باشند. هرگز قدر و منزلت خودتان را در زمان تنهایی پایین نیاورید. شما لایق بهترینها هستید. پس:
• خودتان را از داشتن هیچ چیز محروم نکنید.
• با هر کسی رفت و آمد نکنید.
• هر غذایی را نخورید.
• هر لباسی را نپوشید.
• هر رفتاری را تحمل نکنید.
• هر کسی را دعوت نکنید.
• هر دعوتی را قبول نکنید.
3. ناکامیهای زندگی خود را بپذیرید: آگاهی و شناخت واقعیتها و محدودیتهای موجود در زندگی شما، میتواند تصویری واقعبینانه از شرایط به شما ارائه کند. شکستهای خود را مخفی نکنید آنها را هوشمندانه بپذیرید و از تجربیاتی که به دست آوردهاید به عنوان یک گنج و آموخته استفاده کنید.
4. مسئولیتپذیری: جاخالی ندهید اگر شرایط برای تجربه کردن هست، به دست بیاورید. اگر سختی هست، تحمل کنید و اگر دانشی لازم است بیاموزید. فرد با اعتماد به نفس، مسئولیتهای فردی و اجتماعی خود را با اطمینان میپذیرد و از هر گونه تنبلی و سستی دوری میکند.
5. افزایش اطلاعات: تا میتوانید در زمینههای مختلف شغلی، حرفهای و هر کار دیگری که در صدد انجام آن هستید اطلاعات به دست بیاورید. هر روز چیزی به آموختههای خود بیافزایید و بدانید که ضعف علمی و اطلاعاتی، یکی از بزرگترین عوامل تضعیف اعتماد به نفس میباشد.
6. ارتباط با خدا: ارتباط با خدا و توکل به او مهمترین عامل در افزایش اعتماد به نفس در هر فردی میباشد. اتکال به خدا، باعث بینیازی از غیر و استقلال در شخصیت شما میشود و باعث افزایش اعتماد به نفس در شما می شود. این ارتباط روحی نوعی حمایت از جانب پروردگار در شما ایجاد میکند که به تنهایی میتواند اعتماد به نفس را در شما تا حد بسیار زیادی افزایش دهد.
7. مقابله با ترس: دربارهی چیزهایی که از آنها میترسید فکر نکنید و بیدرنگ شروع به عمل کنید و به ترستان با قدرت حمله کنید. خواهید دید که مشکل خیلی کوچکتر از تصورتان بوده و ترستان به سرعت از بین خواهد رفت.
8. حذف جملات منفی: جملات و پرسشهایی که بیانگر بدشانسی و یا بیکفایتی شماست را به کلمات و جملات مثبت بدل کنید. هیچ وقت نگویید من شانس ندارم و یا چرا همیشه برای من این اتّفاق میافتدو ... همیشه از الفاظ مثبت در شروع هر کاری استفاده کنید و بدانید تکرار الفاظ مثبت، تصویر ذهنی شما را نسبت به خودتان بسیار مثبتتر خواهد کرد.
9. شکرگزار باشید: نعمتهایی که خدا به شما ارزانی داشته را ببینید و قدردان باشید. وجود روحیه شکرگزاری در ضمیر ناخودآگاه شما ایجاد حس موفّقیت میکند. چرا که حتماً دستاوردی دارید که خدا را برای داشتن آن سپاس میگوئید.
10. تجسم هدف: هر نتیجهای را که میخواهید به دست بیاورید تجسم کنید. این کار به شما کمک میکند تا همهی تلاش و انرژی خود را روی آن کار متمرکز کنید و تمرکز روی هر کاری نیروی شما را دو چندان میکند.
11. دست از سرزنش خود بردارید: غصهی گذشته را خوردن و دائماً به یاد اشتباهات بودن، میزان اعتماد به نفس شما را کاهش میدهد. خودتان را سرزنش نکنید افسوس خوردن باعث میشود که شما دیگر خودتان را باور نداشته باشید.
12. خودتان را با دیگران مقایسه نکنید: شرایط زندگی دیگران، میزان هوش، تحصیلات، سن و سال و ... در انسانها متفاوت است. هیچگاه خودتان را با دیگران مقایسه نکنید و بدانید شاید اگر آنها جای شما بودند به اندازهی شما موفّق نبودند. هر کسی در زمینهای موفّقتر است. همیشه خودتان را با گذشته تان مقایسه کنید و یا کسی که می خواهید بشوید.
یادتان نرود که در زندگی باید به "یک چیز" ایمان داشته باشید، به شجاعتتان، به سرنوشتتان، به زندگیتان و یا هر چیز دیگری...
"استیو جابز"
تمرین عملی:
لیستی از موفّقیتها و دستاوردهایی که تاکنون به دست آورده اید بنویسید. مهم نیست که چقدر کوچک یا بزرگ باشند. لیستی دیگر از تواناییهایی که خداوند در وجود شما قرار داده بنویسید. لیست را محدود نکنید با دقت هر نکته مثبتی که در وجود شماست را یادداشت کنید و چیزی را از قلم نیاندازید. این لیست را در کنار لیست اهداف خود قرار دهید و هر از چندگاهی آن را مطالعه کنید. شاید در انتها باور نکنید که چقدر نکات مثبت در شما وجود دارد که اطلاع از وجود این نکات مثبت در کنار هم میتواند به افزایش سطح اعتماد به نفس شما کمک کند.
برگرفته از کتاب "لطفا جلوی موفقیت خود را نگیرید" نوشته: مهندس امیر بهادر بهاری
وصیت نامهِ خواندنی و زیبای آلبرت انیشتین: روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند. آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است. در چنین روزی ، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند. چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب ، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است. قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد. خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه هایش را ببیند. کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند. استخوان هایم ، عضلاتم ، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.
هر گوشه از مغز مرا بکاوید ، سلول هایم را اگر لازم شد بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود. آن چه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید تا گلها بشکفند. اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم ، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند. گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید. عمل خیری انجام دهید یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید. اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند …
هنگامیکه در حال شکرگزاری کردن هستید در اصل شما بر روی آنچه که دارید تمرکز و توجه میکنید. وقتی چیزی را بیشتر ببینید طبق قانون جهان هستی از آن بیشتر دریافت میکنید؛ شما در حین شکر گزاری در حال بیشتر دیدن نعمت ها هستید. وقتی در حال شکر گزاری هستید شما در اصل بر روی حس مثبت خود تکیه کرده اید و وزنه حس مثبت شما سنگین تر است. وقتی در حال شکرگزاری هستید بدون هیچ چشم داشت و انتظاری قدردانی میکنید و جهان به این قدرشناسی شما جواب خواهد داد و چون جهان هستی پر از فراوانی است آن را بیشتر و بیشتر به شما نشان خواهد داد.
آخرین دیدگاه ها