بیشتر مردم وقتی از ثروت صحبت میکنند، ذهنشان فوراً به سمت پول، سرمایهگذاری یا شغل میرود. اما واقعیت کمتر گفتهشده این است که ثروت قبل از آنکه در حساب بانکی شکل بگیرد، در ذهن ساخته میشود. ذهن ما همان زمینی است که بذرهای مالی در آن کاشته میشوند؛ اگر زمین آماده نباشد، حتی بهترین بذر هم رشد نمیکند.
در این مقاله، به راههایی میپردازیم که نهتنها افکار شما را تغییر میدهند، بلکه الگوی درونی شما نسبت به پول و فراوانی را بازنویسی میکنند.
بیشتر افراد میگویند: «من پول را دوست دارم» یا «میخواهم ثروتمند شوم». اما باورهای واقعی در لایهای عمیقتر پنهان هستند؛ جایی که جملاتی مثل این زندگی میکنند:
پول آدم را عوض میکند
ثروتمندها خوشبخت نیستند
من لیاقت پول زیاد را ندارم
برای تغییر افکار جذب ثروت، باید باورهای پنهان را شناسایی کنی، نه شعارهای ظاهری.
یک تمرین ساده: هر بار که صحبت پول میشود، اولین احساسی که درونت شکل میگیرد را بنویس؛ ترس، حسادت، اضطراب یا اشتیاق؟ همان احساس، نقشهی ذهن مالی توست.
یکی از اشتباهات رایج این است که افراد سعی میکنند پول را جذب کنند، بدون اینکه هویت مناسب ثروت را بسازند.
ذهن ناخودآگاه همیشه از هویت محافظت میکند. اگر هویت درونی تو «فردی معمولی با درآمد محدود» باشد، حتی اگر پول وارد زندگیات شود، ناخودآگاه راهی برای از دست دادنش پیدا میکنی.
بهجای گفتن:
«میخواهم پولدار شوم»
شروع کن به ساختن این تصویر ذهنی:
«من فردی هستم که تصمیمهای مالی آگاهانه میگیرد»
ثروت، محصول جانبی این هویت است.
ذهن فقیر معمولاً به «کمبود» فکر میکند:
پول کم است
فرصتها محدودند
دیر شده
درحالیکه ذهن ثروتمند به جریان فکر میکند:
پول در حال حرکت است
فرصتها خلق میشوند
همیشه مسیر تازهای وجود دارد
تمرین ذهنی مهم:
بهجای پرسیدن «چرا پول ندارم؟» بپرس:
«پول از چه مسیرهایی میتواند وارد زندگی من شود؟»
این سؤال، مغز را از حالت دفاعی خارج کرده و وارد حالت خلاقیت میکند.
بسیاری از افراد با ذهن خود میجنگند:
باید بیشتر تلاش کنم
نباید اشتباه کنم
مجبورم موفق شوم
این لحن دستوری، ذهن را خسته و مقاوم میکند.
برای جذب ثروت، گفتوگوی درونی باید همکارانه باشد:
چطور میتوانم هوشمندانهتر درآمد بسازم؟
چه مهارتی میتواند ارزش من را بیشتر کند؟
امروز یک قدم کوچک مالی من چیست؟
ذهنی که احساس امنیت کند، راحتتر فرصتهای مالی را میبیند.
انگیزه زودگذر است، اما عادت ذهنی ماندگار.
بهجای جملات انگیزشی تکراری، روی عادتهای فکری کوچک تمرکز کن:
روزانه ۵ دقیقه فکر کردن به ایدههای ارزشآفرین
تحلیل خرجها بدون قضاوت
یادگیری مداوم درباره پول، نه فقط درآمد
این عادتها بهمرور ذهن را به سمت تصمیمهای ثروتساز سوق میدهند.
یکی از موانع پنهان جذب ثروت، احساس گناه ناخودآگاه است؛ مخصوصاً در افرادی که از کودکی شنیدهاند سادهزیستی فضیلت مطلق است.
پذیرفتن این حقیقت مهم است:
ثروت داشتن بهمعنای بیاخلاقی یا بیانصافی نیست.
وقتی ذهن تو ثروت را «مجاز» بداند، راههای سالم رسیدن به آن را هم پیدا میکند.
تغییر افکار برای جذب ثروت، با مثبتاندیشی سطحی اتفاق نمیافتد؛ بلکه با بازسازی عمیق رابطهی ذهن با پول شکل میگیرد.
وقتی باورها، هویت، گفتوگوی درونی و عادتهای فکری همراستا شوند، ثروت دیگر هدفی دوردست نیست؛ بلکه نتیجهای طبیعی خواهد بود.
هر هدفی که در ذهن میپرورانیم، چه کوچک و چه بزرگ، در واقع معاملهای پنهان با زندگی است. هیچ دستاوردی بیهزینه به دست نمیآید؛ گاهی باید زمانمان را بدهیم، گاهی آسایشمان را، و گاهی بخشی از لذتهای کوتاهمدت را قربانی کنیم. ارزش هر موفقیت به همان بهایی است که برایش میپردازیم. اگر چیزی را بیزحمت به دست آوریم، دیر یا زود بیارزش خواهد شد. اما آنچه با صبر، تلاش و گذشت به دست میآید، نه تنها ماندگارتر است، بلکه معنای واقعی "بهدستآوردن" را به ما میآموزد.
















موفقیت برای بسیاری شبیه یک اتفاق ناگهانی به نظر میرسد؛ گویی فردی یکباره جهشی بزرگ کرده و به نقطهای رسیده که دیگران سالها آرزوی آن را دارند. اما واقعیت پشت این تصویر چیز دیگری است. آدمهای موفق راز خاص یا فرمول جادویی ندارند؛ آنچه آنها را متمایز میکند، داشتن عادات درست و پایدار است.
عادتها مانند ریشههای یک درخت عمل میکنند؛ شاید در ظاهر دیده نشوند، اما تمام رشد و استواری درخت به آنها وابسته است. فردی که روزانه زمانی هرچند کوتاه برای یادگیری میگذارد، در بلندمدت به دانش و مهارتی میرسد که هیچ تلاش فشرده و مقطعی نمیتواند جای آن را بگیرد. برعکس، بسیاری از ما به سراغ تلاشهای کوتاهمدت میرویم؛ مثلاً تصمیم میگیریم یک هفته تمام شبانهروز کار کنیم یا یک ماه سختگیرانه ورزش کنیم. نتیجه این روشها معمولاً فرسودگی و رها کردن مسیر است، نه پیشرفت واقعی.
موفقیت در حقیقت حاصل انتخابهای کوچک اما مداوم است؛ انتخابی مثل مطالعه ده دقیقهای روزانه، ثبت ایدهها، مدیریت زمان، یا حتی داشتن خواب منظم. همین انتخابهای ساده، اگر به عادت تبدیل شوند، مسیر رشد را هموار میکنند. به بیان دیگر، تفاوت میان کسانی که به قله میرسند و کسانی که در میانه راه میمانند، بیشتر در پایداری در عادات مثبت است تا در شدت و هیجان لحظهای تلاشها.
پس اگر به دنبال موفقیت هستیم، بهتر است به جای انتظار برای جهشهای ناگهانی، به پرورش عادتهایی بپردازیم که آرام اما مطمئن ما را رشد میدهند. راز آدمهای موفق این است: آنها هر روز گام کوچکی برمیدارند، و همین گامهای کوچک است که در نهایت راه را به سوی دستاوردهای بزرگ باز میکند.
آرنولد شوارتزنگر در سال ۱۹۴۷ در روستایی کوچک در اتریش به دنیا آمد؛ جایی که زندگی سخت، انضباط خانوادگی و محدودیت امکانات بخشی از روزمرهاش بود. او خیلی زود فهمید که دنیای بزرگتری بیرون از مرزهای کشورش وجود دارد و کلید رسیدن به آن، بدنسازی و قدرت اراده است. در نوجوانی با علاقهای وسواسگونه به باشگاه رفت و با تمرینهای طاقتفرسا به سرعت در دنیای پرورش اندام مطرح شد. تنها با دو دهه زندگی پشت سرش، به قهرمانیهای جهانی رسید و لقب "آقای المپیا" را بارها کسب کرد. او پرورش اندام را فقط ورزش ندید؛ آن را سکوی پرتابی برای ساختن آیندهاش در آمریکا کرد.
مهاجرت به ایالات متحده نقطهی عطف زندگیاش بود. آرنولد در کشوری تازه نه فقط زبان یاد گرفت، بلکه با تلاش شبانهروزی، از یک مهاجر ناآشنا تبدیل به ستارهی سینمای اکشن شد. فیلمهایی مثل ترمیناتور او را به نمادی جهانی تبدیل کردند. اما مسیرش فقط به سینما محدود نشد. او با سرمایهگذاریهای هوشمندانه در املاک ثروت قابلتوجهی ساخت و بعدها وارد سیاست شد.
در آغاز قرن بیستویکم، بهعنوان فرماندار کالیفرنیا انتخاب شد و تلاش کرد میان محبوبیت هالیوودی و مسئولیت سیاسی تعادل برقرار کند. آنچه زندگی آرنولد را خاص میکند، جمع شدن چند نقش متضاد در یک نفر است: قهرمان ورزشی، ستارهی سینما، تاجر موفق و سیاستمداری که همیشه به رؤیای «بزرگتر شدن از شرایطش» وفادار ماند. او بارها گفته که زندگیاش نتیجهی رویاپردازی و پشتکار بیامان است، نه شانس.
راز موفقیت رونالدو از ترکیب چند عامل بهعنوان تعهد بسیار بالا به تمرین و بهبود، اعتماد به نفس قوی، رقابتپذیری و اصرار بر پیشرفت شخصی در زمینهی فوتبال است. او با داشتن استعداد، هوش احساسی، و تعهد به کار سخت، توانست به یکی از موفقترین ورزشکاران تاریخ تبدیل شود.







آنتونی رابینز (Tony Robbins) در 29 فوریهی سال 1960 در آمریکا به دنیا آمد. آنتونی رابینز در کودکی و جوانی، زندگی سختی را تجربه کرد. وضعیت خانوادهی او از نظر اقتصادی بد بود و او در 20سالگی در خانهای 40متری زندگی میکرد و از اضافهوزن رنج میبرد. هر چند وضع زندگی او چندان مناسب نبود، آنتونی رابینز در خیال خود زندگی بهتر و راحتتری را تصور میکرد و همین موضوع باعث میشد که سختیها را تحمل کند.
آنتونی رابینز در قدم اول برای اصلاح زندگی خود به سلامتیاش پرداخت. او تصمیم گرفت که وزن خود را کم کند، اما مطالعهی کتابهای مختلف به او کمکی نمیکرد. آنتونی رابینز رژیم غذایی ورزشکاران پرورش اندام را الگوی خود قرار داد و از آن پیروی کرد و بهزودی توانست به وزن مطلوب برسد. سپس با اعتمادبهنفس بیشتری، دیگر اهداف خود را دنبال کرد.
آنتونی رابینز در جوانی متوجه شد که سخنران بسیار خوبی است و میتواند بهسرعت توجه دیگران را به سخنان خود جلب کند. او تحصیلات خود را نیمهتمام رها و در کنار جیم ران، برای برگزاری سمینارهای انگیزشی کار کرد. او در این برهه، به موفقیت و باورهای مثبت علاقهمند شد. همچنین آنتونی رابینز مدتی را در کنار جان گریندر، زبانشناس آمریکایی، به کارآموزی پرداخت.
احساس لیاقت یعنی باوری درونی که فرد خود را شایسته دریافت چیزهای خوب زندگی میداند — بدون اینکه تصور کند باید بیش از حد تلاش کند یا خودش را اثبات کند. این احساس برخلاف غرور کاذب یا خودخواهی است؛ بلکه ریشه در خودآگاهی، خودارزشی و پذیرش خود دارد.
چرا احساس لیاقت مهم است؟ افزایش اعتماد بهنفس،اگر خود را شایسته بدانید، با اعتماد به نفس بیشتری اهدافتان را دنبال میکنید.مرزگذاری سالم در روابط،فردی که احساس لیاقت دارد، اجازه نمیدهد دیگران با او بد رفتار کنند.پذیرش فرصتها،افرادی که احساس لیاقت ندارند، ناخودآگاه از فرصتهای خوب زندگی فرار میکنند.
ترس، یکی از طبیعیترین احساسات انسانی است. اما زمانی که در مسیر عملگرایی قدم میگذاریم، این احساس میتواند به مانعی بزرگ و خاموش تبدیل شود.
ترس از شکست، ترس از قضاوت دیگران، ترس از ناتوانی، یا حتی ترس از موفقیت… همگی میتوانند ما را از برداشتن قدم اول بازدارند.






در دنیایی پر از رقابت و تغییر، بسیاری از ما به دنبال راهی هستیم تا عملکرد خود را در زندگی شخصی و حرفهای ارتقا دهیم. یکی از مفاهیم تأثیرگذار در روانشناسی که میتواند نگاه ما را به تواناییها و چالشها متحول کند، ذهنیت رشد است؛ مفهومی علمی که توسط روانشناس مشهور، کارول دوک مطرح شده و امروزه پایه بسیاری از آموزشها، کارگاههای موفقیت و تربیت فرزند است.
ذهنیت رشد چیست؟ ذهنیت رشد یعنی باور به اینکه قابلیتهای انسان قابل توسعه هستند. هوش، استعداد یا مهارتها ویژگیهای ثابت نیستند، بلکه میتوان آنها را از طریق یادگیری، تمرین و پشتکار ارتقا داد.
در مقابل، ذهنیت ثابت ،بر این باور استوار است که ویژگیهای فردی مانند هوش یا خلاقیت، ذاتیاند و قابل تغییر نیستند. افراد با ذهنیت ثابت معمولاً از شکست میترسند، اما افراد با ذهنیت رشد، شکست را بخشی از مسیر یادگیری میدانند.
چرا ذهنیت رشد اهمیت دارد؟
1.عملکرد بهتر در تحصیل و شغل: افرادی با ذهنیت رشد، در مواجهه با چالشها عقبنشینی نمیکنند. آنها با هر اشتباه، یک فرصت یادگیری میبینند. این رویکرد باعث افزایش عملکرد در کار، تحصیل و حتی روابط شخصی میشود.
۲. افزایش تابآوری: زندگی همیشه مطابق خواسته ما پیش نمیرود. ذهنیت رشد کمک میکند در برابر شکستها مقاوم باشیم و سریعتر دوباره بلند شویم.
انگیزه بیشتر برای یادگیری :اگر باور داشته باشید که میتوانید پیشرفت کنید،برای یادگیری و تجربههای جدید هیجانزده میشوید، نه ترسان یا نگران.
چطور ذهنیت رشد را در خود تقویت کنیم؟ بهجای گفتن «من بلد نیستم»، بگویید «من هنوز یاد نگرفتهام». این تغییر ساده، ذهن شما را باز نگه میدارد.فرایند را تحسین کنید، نه فقط نتیجه را: تمرکز بر تلاش، پشتکار و رشد فردی بسیار اثرگذارتر از توجه به نتیجه نهایی است.
اشتباهات را بهعنوان فرصت ببینید: هیچ موفقیتی بدون اشتباه حاصل نمیشود. اشتباهات شما، آموزگار واقعی شما هستند. یادگیری مادامالعمر را بپذیرید: هر روز فرصتی است برای یادگیری چیز جدید. ذهن باز، به معنای زندگی رشدمحور است.
ذهنیت رشد به ما میآموزد که موفقیت نه نتیجه هوش ذاتی، بلکه حاصل باور به یادگیری و تلاش مستمر است. اگر میخواهید در زندگی، شغل، روابط یا تربیت فرزند موفقتر باشید، لازم است ابتدا نگاه خود را به تواناییها تغییر دهید.فراموش نکنید: شما در حال رشد هستید، نه در حال ایستادن.
بخش هفتم عکس نوشته های زیبا شامل ده عنوان تقدیم کاربران عزیز قاب موفقیت. برای دیدن عکس نوشته های بیشتر می توانید وارد دسته بندی عکس نوشته در بلاگ شوید.




بی شک همه ما در زندگی آرزوهایی داریم که رویای رسیدن به آنها را در سر می پرورانیم. به آنها فکر می کنیم و گاهی در میان آنها زندگی می کنیم. اما تا به حال به این فکر کرده اید که برای تحقق آنها چه راهی میتوان در پیش گرفت و یا اصلا قابلیت تبدیل شدن به واقعیت را دارند یا مدینه فاضله و اسطوره هستند؟
آرزوها خواسته ها وامیال درونی ما هستند که در قالب ایده آل هایی در ذهن ما تجسم یافته اند، بسیاری از این آرزوها صرفا آرزو هستند و اگر با منطق با آنها رو به رو شویم میبینیم در دنیای واقعی امکان پذیر نیستند. اما بسیاری دیگر از این آرزوها با تلاش و برنامه ریزی قابل تحقق هستند، پس بهتر است کمی دقیق تر آرزو های خود را مورد بازبینی قرار دهید و ذهن خود را از پرداختن به آرزوهای غیر واقعی بازدارید.
اما اگر بخواهیم تعریفی از هدف ارائه دهیم باید این نکته را بیان کنیم که هدف ها، خواسته هایی هستند که اولویت های زندگی ما را شکل می دهند. هدف انگیزه فعالیت روزمره مارا شکل می دهد و زمینه ساز زندگی آینده ماست. پس میان هدف و آرزو تفاوت بسیار زیادی وجود دارد. انسان هدفمند به جای نشستن و دل سپردن به آرزوها، عملگراست. برای رسیدن به هدف ها و بلند پروازی های خود برنامه ریزی می کند و با استراتژی پیشروی می کند.
تا به حال فکر کردی به اینکه ما انسانها بیشتر از کدوم سمت آسیب می بینیم و سقوط می کنیم؟ با شناسایی نقاط سقوط به راحتی می تونی جلوی سقوط خودتو بگیری.
وقتی تو یه رویا داری: تحلیل رویای خود: دقیقاً مشخص کنید که رویای شما چیست و چرا برایتان مهم است. آن را به اهداف کوچکتری تقسیم کنید. اهداف کوتاهمدت و قابل دستیابی میتوانند به شما کمک کنند تا جلو بروید. یک برنامه عملی برای رسیدن به این اهداف تنظیم کنید. مشخص کنید که چه اقداماتی باید انجام دهید. به سلامت روان و جسم خود اهمیت دهید. انگیزه و انرژی در مسیر رسیدن به هدف خیلی مهم است. ممکن است با چالشهایی روبرو شوید، اما باید ادامه دهید. هر قدمی که به سوی رویایتان برمیدارید، مهم است. از دوستان، خانواده یا افراد متخصص کمک بگیرید. حمایت دیگران میتواند بسیار مؤثر باشد. با تلاش و برنامهریزی میتوانید به رویایتان نزدیکتر شوید!










اگه موفقیت آسون بود همه به دستش می آوردن، انتخاب با توعه، جا بزنی یا ادامه بدی...
با روش زندگی جدید و امروزی، از کسالت و بینشاطی و افسردگی در رنج هستیم و از آنجا که عادت داريم منشأ مشکلاتمان را به ديگران نسبت دهيم، گمان مي کنيم بايد در زندگي تغييراتي ايجاد کنيم تا شادي و نشاط و سرزندگي به سراغمان بيايد. اکثر ما شبها دیر به خواب میرویم و با این وجود سحرخیزی کار بسیار سختی است. میشل گاس، مدیرعامل استارباکس به مدت ۱۵ سال ساعت خود را برای ۴:۳۰ صبح کوک کرده است تا بتواند بدود. گرچن روبن، نویسندهی مشهور کتاب پروژهی شادی ۶ صبح بیدار میشود و یک ساعت قبل از بیدار شدن خانوادهاش مشغول به کار میشود. لورا وندرکم، متخصص در مدیریت زمان، در کتاب "موفّقترین افراد قبل از صبحانه چه میکنند" به دلایل اهمیّت صبحگاه و چگونگی استفادهی مؤثّر از آن زمان پرداخته است. چرا افراد موفّق صبح زود از خواب بیدار میشوند؟ بارها و بارها در جملات بزرگان و احادیث و روایات شنیدهایم که افراد موفّق سحرخیزند و در مکاتب و مذاهب مختلف به آن سفارش فراوان شده است. تا به حال فکر کردهاید که چرا برای نماز صبح باید قبل از طلوع خورشید برخواست؟ چرا سفارش شده بعد از نماز صبح تا طلوع خورشید در محل نماز بنشینید و ذکر خدا بگویید؟
هرکس در مكانى که نماز صبح را خوانده، بنشيند و ذكر خدا گويد تا آفتاب طلوع كند؛ پاداش او همانند كسى است كه طواف خانه خدا را بجا آورده است.
"پیامبر اکرم"
كسى كه نماز را بجا آورد و در محل نمازش تا طلوع آفتاب بنشيند اين كار، او را از آتش جـهنم باز خواهد داشت.
"امام حسن مجتبى (ع)"
شاید قصد و هدف این بوده که بعد از نماز دوباره به خواب نرویم. ولی چرا؟ در بیداری صبح هنگام چه چیزی نهفته که تقریباً همهی ادیان و مکاتب و روانشناسان بر آن تأکید دارند؟ زمانی که علت انجام کاری را بدانید؛ با اعتقاد به آن عمل میکنید و در انجام آن سست نخواهید شد. همچنین زمانی که این نتایج را به دست بیاورید و لذتی در آن ببینید قطعاً در انجام آن مصمّم و محکمتر خواهید بود. چه خوب است بیشتر بررسی کنیم!
سحرخیزی، چرا؟
1. سلامتی: بدن انسان به گونهای طراحی شده که هماهنگ با طبیعت عمل کند. در واقع باید با طلوع خورشید بیدار شویم و با غروب آن به خواب رویم. ولی اکثر ما این گونه رفتار نمیکنیم. اکثر مردم شبها دیر به خواب میروند و در طول روز میخوابند. گاهی شب آنقدر دیر میخوابند که صبح تا نزدیک ظهر خواب هستند. این رفتاری است که به سلامتی روح و جسم انسان آسیب وارد میکند. نتایج تحقیقات دانشمندان نشان میدهد که سحرخیزی باعث کاهش غلظت خون میشود و همچنین باعث ترشح هورمونهای ضدافسردگی در بدن انسان میشود. به شکلی که افراد سحرخیر کمتر در خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند. سحر، زماني است که اکسيژن خالص به سطح زمين ميرسد و اين هواي پاک و اکسيژن خالص براي سيستم بدن بسيار مفيد است.
2. افزایش زمان مفید: بدن انسان بزرگسال در شبانهروز به حداقل 7 تا 8 ساعت خواب احتیاج دارد. با فرض اینکه این میزان را رعایت کنید و شب دو ساعت زودتر بخوابید، صبح به همین میزان زودتر بیدار شوید و در واقع از میزان خواب خود نکاهید. چرا در ذهن اکثر مردم سحرخیزی با کمخوابی برابر است؟ حالا با خود بیاندیشید که آن دو ساعت در شب میتواند به چه کارهایی منتهی شود و آنها را با چه کیفیتی انجام میدهید و صبح چه کارهایی میشود انجام داد و با چه کیفیتی؟ فرقی نمیکند که شغل شما چیست و روز خود را به انجام چه کارهایی میگذرانید. در هر صورت صبح زود همیشه کارهای مفیدتری می شود انجام داد و به خاطر تمرکز و انرژی بالایی که روح و روان انسان در آن هنگام دارد کارها با دقت و کیفیت بهتری انجام میشوند و میزان اشتباه و خطا به شدّت کاهش مییابد. خیابانها خلوتتر است و جای پارک فراوان، بانکها و ادارهها خلوتتر و کارمندان باانرژیتر و با دقت بیشتری کار شما را انجام میدهند. طرح ترافیک آغاز نشده و هوا پاک و تمیز است. گویی همهی امکانات شهری در اختیار شماست. دو ساعت شب را که با دو ساعت صبح عوض کردید در واقع از زمان از دست رفته عمرتان کم کردید و به زمان مفید اضافه کردید. همین دو ساعت شما را در راه رسیدن به موفّقیت در اهدافتان بسیار یاری خواهد نمود.
3. کاهش ابتلا به بیماریهای قلبی: بیدار شدن در صبح زود، خواب طولانی را قطع میکند و ثابت شده است فردی که ساعات طولانی با حالت ثابتی میخوابد در معرض بیماریهای قلبی به ویژه بیماری تصلب شریان یا گرفتگی رگ قرار میگیرد که باعث حملات قلبی میشود. زیرا خواب آرامش مطلق است و اگر زیاد طولانی باشد باعث تهنشین شدن مواد چربی بر دیوارههای رگهای شریانی از جمله رگهای کرونر قلبی میشود.
4. افزایش شادابی و نشاط: هنگامی که انسان نسیم سحر یا باد صبا را استشمام میکند وجد و هیجانی به وی دست میدهد که با نشاط حاصل در هیچ یک از ساعات شب و روز قابل مقایسه نیست. نرمش صبحگاهی یا پیادهروی سبک در هوای پاک و تمیز صبحگاهان بسیار در زیبایی چهره و اخلاق حسنه و خوش خلقی تأثیر دارد.
5. افزایش بهرهوری و تمرکز: صبح هنگام مغز انسان تهی از هر گونه افکار زائد و منفی میباشد و با شادابی و نشاط تمرکز و بهرهوری بیشتری خواهید داشت و کارهایتان را با بازدهی بالاتری انجام خواهید داد. بهترین زمان برای تصویرسازی ذهنی و تفکر مثبت صبح هنگام میباشد.
6. افزایش اراده و اعتماد به نفس: همانطور که همهی شما میدانید خواب صبح که در ادبیات ما به "شکر خواب" معروف است بسیار شیرین است و مقاومت در برابر بیدار شدن در آن ساعت؛ تنها کار انسانهای با اراده است. یعنی انجام کاری که اکثر مردم موفّق به انجام آن نمیشوند و همین امر باعث افزایش اعتماد به نفس در شخص میشود. سحرخیزی یعنی غلبه بر این کشش برای دستیابی به دست آوردهای بزرگتر و بهتر. مقاومت در برابر این لذت میتواند باعث شود که اراده و قدرت روحی خود را در طول زمان بالا رود و با این افزایش قدرت درونی، در برابر لذت گناهان هم مقاومت کنید. افراد سحرخیز انسانهای بااستقامتتر و مقاومتری نسبت به دیگران هستند و در برابر مشکلات زندگی به زانو درنمیآیند.
7. افزایش رزق و روزی: امام باقر (ع) ميفرمايند: خداوند بندهاي را که زياد دعا کند، دوست دارد و بر شما باد دعاي سحر تا طلوع آفتاب زيرا آن زمان درهاي آسمان گشوده ميشود و رزق انسانها تقسيم ميشود و نيازهاي بزرگ و ضروري وي برآورده ميشود. همچنين امام رضا (ع) ميفرمايند: کسي که بين فجر و طلوع بخوابد از روزياش خواب مانده است و امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه نماز صبح را بخواند و تا طلوع آفتاب منتظر شود اين شخص براى كسب روزى موفّقتر است از كسى كه يك ماه در روى زمين براى تجارت و كسب روزى سفر كند. بنابر این با افزایش زمان فعالیت کاری در بهترین شرایط روحی میتوانید درآمد خود را افزایش دهید.
تمام آموزههای روانشناسی بر یک پایه استوار است و آن استمرار و پایستگی است. به این معنی که هر چیزی که میآموزید باید برای شما به صورت عادت دربیاید و همیشگی باشد و در واقع تبدیل به روش زندگی شما بشود. اینکه مدتی انجام بدهید و رها کنید و دوباره ادامه بدهید باعث ایجاد احساس خستگی و ناکامی در شما میشود. این جمله را بارها شنیده اید"هر کاری اولش سخته" تا حالا ماشین هل دادید؟ وقتی میخواهید ماشین را هل بدهید سختترین قسمت لحظهی شروع حرکت است، ولی رفته رفته که ماشین شروع به حرکت میکند نیاز به انرژی کمتری دارید و با کمترین فشار ماشین به حرکت خود ادامه میدهد. تغییر در روش زندگی مانند هل دادن ماشین است. در لحظهی شروع تغییر، فشار و سختی زیادی را باید تحمل کنید ولی رفته رفته روح و جسم شما با شرایط جدید سازگار شده و این تغییر تبدیل به عادتی در زندگی شما میشود و این باید خواستهی اصلی شما باشد.
شاید چند روز اول سحرخیزی حس خوبی به شما ندهد و در طول روز کسل باشید؛ ولی بعد از گذشت چند روز میبینید که شبها زودتر به خواب میروید و خواب عمیقتری دارید و بدن شما با شرایط جدید سازگار میشود. بنابر این برای به وجود آوردن این تغییر در زندگیتان کمی به خودتان زمان بدهید.
سحرخیزی، چگونه؟
1. برنامهریزی: هر شب برای فردا و به خصوص ساعات اولیه صبح برنامهریزی جذّابی داشته باشید. اگر برای ساعات اولیه خود برنامهریزی نداشته باشید دل کندن از خواب کار سختی خواهد بود و لحظهی بیداری صبح سؤالی که درگیر ذهن شماست این است: "بیدار شم چیکار کنم؟" و اگر جواب قابل قبولی نیابید به راحتی سست میشوید. همیشه از شب قبل برنامهریزی برای فردای خود داشته باشید. سعی کنید برای ساعات اولیه کارهای جذّاب و لذتبخشی را انتخاب کنید چرا که تنها امید برای کسب لذت دیگری، میتواند به شما کمک کند تا از لذت خواب سحرگاهان بگذرید. کارهایی از قبیل ورزش، تفریح، پیادهروی و... حتی برای شروع میتوانید هر کاری که در شما ایجاد لذت میکند انجام دهید کارهایی از قبیل بازی یا تماشا کردن فیلم، وبگردی و ... تا بتوانید بر این فشار غلبه کنید و بعد از چند روز که بدن شما به ساعات جدید عادت کرد، وقت خودتان را برای انجام کارهای مفیدتر و بهینهتری سپری کنید.
2. برای خودتان تعهد ایجاد کنید: کاری انجام دهید که خودتان را به این ساعت متعهد کنید، تا صبح هنگام تعهد شما به آن کار شما را از سستی دور کند. برای مثال میتوانید با دوستی یا دوستانی برای ورزش یا پیادهروی و ... قرار بگذارید تا رفتن به سر قرار، شما را در غلبه بر تنبلی یاری کند. یا به همهی اعضای خانواده بگویید که با خود وعده سحر خیزی دارید و قطعاً به آن عمل خواهید کرد. با این روش ترس از شماطت و سرزنش اعضای خانواده، شما رایاری خواهد کرد. میتوانید قرارهای مهمتان را در ساعات اولیه صبح بگذارید تا انگیزهی کافی برای بیدار شدن داشته باشید. باید راه را برای تنبلی کردن بر خود ببندید.
3. تجسم: برای خودتان یک صبح عالی تجسم کنید. سعی کنید در تخیّل خود صبح را به بهترین شکل ممکن تجسم کنید؟
سحرخیز بودن تنبیه کردن خودتان نیست. اگر دلیل خوبی نداشته باشید از تخت جدا نمیشوید.
"وندرکم"
4. زمان: برای بیدار شدن زمان دقیقی را در نظر بگیرید و خودتان را به آن ساعت متعهد کنید چرا که نداشتن برنامهی دقیق زمانی، شما را به سستی میکشاند. به یاد داشته باشید هیچ وقت ساعت خودتان را دوباره کوک نکنید چرا که این کار، شما را از عادت به برنامهی جدید زندگی عقب میاندازد. بعد از مدتی سعی کنید خودتان قبل از زنگ ساعت بیدار شوید. برای تمرین دادن بدن همیشه رأس یک ساعت خاص بیدار شوید و ساعت بیدار شدن خود را تغییر ندهید.
5. به اندازهی کافی بخوابید: سعی کنید شبها هر چه زودتر به رختخواب بروید. یکی از عواملی که باعث میشود تا افراد با سحرخیزی مشکل داشته باشند؛ نداشتن خواب کافیست. با زودتر خوابیدن، بیدار شدن صبح برای شما چندین برابر آسانتر خواهد شد. سعی کنید تا دو ساعت قبل از خوابیدن چیزی نخورید، چرا که در غیر این صورت بدن شما درگیر هضم غذا خواهد بود و این امر باعث میشود تا در خواب شما اختلال ایجاد شود و زمان به خواب رفتن شما افزایش یابد. همچنین از قهوه استفاده نکنید زیرا کافئین موجود در قهوه باعث به وجود آمدن بیخوابی میشود.
6. بلافاصله از رختخواب دل بکنید: به محض بیداری از جا بلند شوید. به خودتان دروغ نگویید. اینکه مثلاً ده یا بیست دقیقه دیگر از جایم بلند خواهم شد، این کار نه تنها به شما کمکی نخواهد کرد بلکه دل کندن شما از رختخواب را سختتر خواهد کرد.
7. زنگ ساعت تان را تغییر دهید: هر چند روز یکبار صدای زنگ ساعت را تغییر دهید. چرا که هم صدای زنگ آزاردهنده میشود و هم بعد از مدتی زنگ ساعت دیگر نمیتواند شما را بیدار کند چون به آن عادت کرده اید. استفاده کردن از رادیو به جای زنگ ساعت هم بسیار متنوع است و هم ایجاد انگیزه در ترک تختخواب میکند. میتوانید از صدای طبیعت و آب و ... برای بیدار شدن استفاده کنید. بسیاری از گوشیهای موبایل دارای چنین امکاناتی هستند و صداهای آرامبخش و الهام گرفته از طبیعت برای بیداری صبح دارند و از صدای کم شروع میکنند و آرام آرام صدای زنگ آنها افزایش مییابد. در صورتی که از گوشی موبایل برای بیدار شدن استفاده میکنید حتماً آن را در حالت پرواز قرار دهید تا از شرّ آثار سوء امواج موبایل در امان باشید و همچنین گوشی را در محلی دورتر از محل خوابتان قرار دهید تا برای خاموش کردنش مجبور به ترک رختخواب شوید و خواب از سرتان بپرد.
8. روزهای تعطیل نیز سحرخیز باشید: بدن شما تلاش میکند هر روز خودش را با شرایط جدید وفق بدهد و درست زمانی که میخواهد این الگو تبدیل به بخشی از روال عادی بدن شود، همه چیز خراب میشود و سختی سحرخیزی همیشه گریبان گیر شما میماند.
9. برای خودتان انگیزه ایجاد کنید: مثلا روش درست کردن یک صبحانه خوب را یاد بگیرید و به خودتان قول یک صبحانه خوب بدهید. هیچ چیز به اندازهی انگیزه داشتن نمیتواند به شما انرژی کافی برای سحرخیزی بدهد.
ساعت خوابیدن و بیدار شدن افراد موفق جهان
|
نام |
سمت |
ساعت خواب |
ساعت بیداری |
|
تیم کوک |
مدیر عامل اپل |
9:30 شب |
4:30 صبح |
|
ریچارد برانسون |
موسس گروه ویرجین |
12 شب |
5-6 صبح |
|
بیل گیتس |
مؤسس مایکروسافت |
12 شب |
7 صبح |
|
آریانا هافینگتون |
مؤسس هافینگتون پست |
10 شب |
5 صبح |
|
جک دورسی |
مؤسس توئیتر |
10:30شب |
5:30 صبح |
|
تیم آرمسترانگ |
مدیر عامل AOL |
11 شب |
5 صبح |
|
ماریسا میر |
مدیر عامل یاهو |
12شب |
4-6 صبح |
|
هلنا موریسی |
مدیر عامل گروه نیوتن |
11شب |
5 صبح |
|
جف بزوس |
مدیر عامل آمازون |
10 شب |
5 صبح |
|
الون ماسک |
مدیر عامل تسلا موتور |
1 نیمه شب |
7 صبح |
|
جین آن گادیا |
مدیر عامل ویرجین مانی |
10:30 شب |
6:20 صبح |
تمرین عملی:
از همین امروز شروع کنید و با رعایت این 9 مورد زمان خوابیدن خود را متحوّل کنید. فقط کافیست یک هفته استمرار بورزید. به طور حتم بعد از یک هفته نتایج شگرفی در روحیه و نشاط فردی خود احساس خواهید کرد.
بخشی از کتاب لطفا جلوی موفقیت خود را نگیرید نوشته: مهندس امیر بهادر بهاری
آخرین دیدگاه ها